تبلیغات
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))** - صهیونیزم سیاسی و تئودور هرتسل2
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))**
(بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین انه خیرناصراومعین)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دراین زمانه که هیچکس به فکردیگری نیست من وتونبایداعتقاد را رهاکنیم!!اومی آید!می دانم که می آید!بیادست به دست هم دهیم ومنتظرش باشیم...یک منتظرواقعی...بامن بگو دوست من...بگو...زمزمه کن...من ازاین موجودکه درپی گمراه کردن من است بیزارم...بگودوست من...من ازاوبیزارم...ازاو...از شیطان...بیزارم...

مدیر وبلاگ : منتظرالمهدی
نظرسنجی
**به نظرشما وبلاگ ما چطوره؟**





صهیونیزم سیاسی و تئودور هرتسل

آموزش این شخصیت به گونه‏اى بود که وى را به یک یهودى سیاسى با رویکردصهیونیستى تبدیل کرد. به علاوه، این مقاله برخى از اندیشه‏هاى وى را در حوزه صهیونیسم سیاسى بیان کرده است. در این نوشته آمده است: هرتصل بر این باور است که یهودیان قوم مهاجرى هستند که به دلیل نداشتن سرزمین، همواره از جایگاه مناسبى در میان کشورهاى غربى برخوردار نبوده‏اند و باید دنبال چاره باشند. همچنین نشان داده شده است که هرتصل معتقد است: راه‏حلى نظیر همانندسازى یهودیان با مسیحیان نتوانست مشکل این قوم را حل کند.

بر این اساس، خود پیشنهاد کوچاندن یهودیان به سرزمین مستقل را مطرح مى‏کند. در ادامه، مقاله ایده صهیونیستى هرتصل (سرزمین اسرائیل براى ملت اسرائیل) را تبیین نموده و اظهار داشته که هرتصل در یک تلاش سازمان‏دهى‏شده ایده خود را در میان دانشمندان یهود فرهنگ‏سازى کرد. به علاوه، در این مقاله فعالیت‏هاى سیاسى هرتصل در راستاى تحقق ایده‏اش بیان شده است. نیز به این مطلب اشاره شده که چگونه هرتصل توانست مقامات دولت‏هاى بزرگى مثل بریتانیاى کبیر را همراه ایده خود کند؛ تا آنجا که طرح وى بدون مقاومت جهانى مورد تأیید قرار مى‏گیرد.

شخصیت‏ شناسى هرتصل

تئودور هرتصل۱۳ پدر صهیونیسم سیاسى و بنیانگذارسازمان صهیونیسم جهانى در سال ۱۸۶۰ در خانواده‏اى تاجر و ثروتمند به دنیا آمد. پدر هرتصل، یعقوب هرتصل (۱۸۳۵ـ۱۹۰۲) علاقه زیادى به تئودور داشت. از این‏رو، تمام زمینه‏هاى پیشرفت براى شکوفا شدن استعداد پسرش را فراهم نمود؛ چنان‏که به او در فعالیت‏هاى صهیونیستى از نظر مالى و مشاوره‏اى کمک کرد. یعقوب هرتصل براى دومین کنگره صهیونیستى یک نماینده از طرف خود به آنجا فرستاد. مادر هرتصل نیز به تئودور مباهات مى‏کرد، اما نتوانست با همسر وى ارتباط خوبى برقرار کند. مادر نیز همواره تئودور را در فعالیت‏هاى صهیونیستى‏اش مورد حمایت و تشویق قرار مى‏داد.۱۴

هرتصل سه نام داشت که مهم‏ترین آن، نام آلمانى «تئودور» بود. نام دوم وى، نام عبرى «بنیامین زئیو» و سومى، نام مجارى «تیوادارا» بود. در شش سالگى (۱۸۶۶) به مدرسه یهودى رفت و چهار سال در آنجا درس خواند و پس از آن، ارتباطش با آموزش یهودى قطع شد و ظاهرا به مدارس غیردینى رفت؛ بر این اساس، نتوانست زبان عبرى و حتى الفباى عبرى را یاد بگیرد. در سن پانزده سالگى (۱۸۷۵) به هنرستان انجیلى که یک مدرسه دینى بود، رفت و بار دیگر وارد مباحث دینى شد، تا اینکه در سال ۱۸۷۸ از آنجا فارغ‏التحصیل شد.

خانواده هرتصل مجارى‏تبار بودند، اما با این حال، همراه عده‏اى از یهودیان در برابر عملیات مجارى کردن مقاومت کردند و مثل بسیارى از یهودیان مجار همچون ماکس نوردو، جرج لوکاچ و دیگران، وفادارى خود را به آلمان حفظ کردند. به همین دلیل، در سال ۱۸۷۸ خانواده هرتصل در وین رحل اقامت افکند و در آنجا هرتصل رشته حقوق را در دانشگاه وین گذراند. پس از فراغت تحصیل از دانشگاه وین (۱۸۸۴) یک سال مشغول کار وکالت گردید، لیکن ترجیح داد زندگى خود را وقف ادبیات و نویسندگى کند.

از سال ۱۸۸۵ دست به انتشار مقالات متعددى زد و چندین نمایشنامه نوشت. هرتصل در سال ۱۸۸۹ با ژولیا نچاور۱۵ ازدواج کرد. ژولیا نیز از خانواده ثروتمندى بودو هرتصل امید داشت که با این ازدواج مشکلات مالى خود را حل کند. لیکن این ازدواج موفق نبود. ظاهرا بى‏توجهى ژولیا به آرزوهاى صهیونیستى شوهرش وضع را پیچیده‏تر کرد. شاید مشکلات جنسى هرتصل هم در این امر نقش داشت. هرتصل در سال ۱۸۹۱ به روزنامه«نویا ورایا پراسا»۱۶ پرتیراژترین روزنامه اتریش پیوستو به عنوان خبرنگار به پاریس فرستاده شد و تا سال ۱۸۹۵ در پاریس ماند. در همین سال سردبیر بخش ادبى روزنامه شد و تا پایان عمر در همین سمت باقى ماند.۱۷

هرتصل به زبان‏هاى آلمانى، مجارى، انگلیسى و فرانسوى مسلط بود، لیکن زبان عبرى را نمى‏دانست. شاهد این مطلب اینکه در کنگره اول صهیونیسم (۱۸۹۷) چون مى‏دانست باید نماز بگزارد، برخى از عبارات عبرى را حفظ کرد و از باب مجامله با خاخام‏هاى شهر بازل سوئیس، مجبور شد در کنیسه نماز بگزارد. وى مى‏گوید: یادگیرى چند کلمه عبرى از اداره کردن تمام جلسات کنگره سخت‏تر بود. وى خود را دیسرائیلى یهودى مى‏پنداشت و این بسیار بامعنا بود. دیسرائیلى، یهودى مسیحى شده‏اى بود که با پذیرش شروط و الزامات غرب و پس از دست برداشتن ازهویت‏یهودى،باچهره‏یهودى‏ظاهر مى‏گردید.۱۸

مهم‏ترین ویژگى هرتصل اندیشه صهیونیستى وى با رویکرد سیاسى است که از وى یک شخصیت برجسته صهیونیستى در تاریخ تفکر صهیونیست ساخته است. وى که سال‏ها در اندیشه صهیونیست بود، در سال ۱۸۹۵ با انتشار کتاب دولت یهود: کوششى براى حل امروزین مسئله یهود۱۹ طرح صهیونیستى خود را براى ارائه راه‏حل مسئله یهود مطرح کرد.۲۰نسل هرتصل در نهایت بر افتاد. دختر بزرگش پالین۲۱ اختلال روانى پیدا کرد و از شوهرش طلاق گرفت و به کار هرزگى روى آورد؛ چنان‏که معتاد به مواد مخدر نیز شد و سرانجام در بیمارستان درگذشت.

صهیونیزم سیاسی و تئودور هرتسل

پسر بزرگ او هانس۲۲ نیز مخالفت با برخى تعالیم یهود را به منصه ظهور رساند. او نیز به افسردگى و اختلال روانى دچار گردید و به مسیحیت روى آورد، و در نهایت، خودکشى کرد. دختر کوچکش تراد معروف به مارگارد۲۳ هم دایم بیمار بود. نوه دخترى‏اش استفان تئودور نیومن۲۴ که تا مقام افسرى ارتش انگلستان پیش رفته بود،در واشنگتن خود را از بالاى پل به رودخانه انداخت.۲۵

اندیشه صهیونیستى هرتصل

هرتصل داراى یک فکر و اندیشه نبود، بلکه افکار و برداشت‏هاى گوناگون و نوشته‏هاى فراوانى داشت که در بیشتر آنها چیزى از هوشمندى و تسلسل منطقى و انسجام به چشم نمى‏خورد؛ از این شاخ به آن شاخ مى‏پرد و در مطالبش تعمقى وجود ندارد.در میان اندیشه‏هاى وى مى‏توان به نظریه «ملت اندام‏وار مطرود» اشاره کرد. وى در این نظریه بر این باور است که یهودى‏ستیزى بخشى از فرهنگ و تمدن غرب است و زمینه‏اى براى خلاص شدن از یهودستیزى وجود ندارد. در توضیح این مطلب باید اظهار داشت که در پشت یهودستیزى علتى علمى و اجتماعى و ساختارى نهفته است که همان رقابت تجارى است.۲۶

در واقع، در جامعه‏اى که یهودیان بدون سرزمین، در منطقه‏اى از برخوردارى‏هاى اجتماعى بهره‏مند مى‏شوند، به طور طبیعى در برابر خود واکنشى احساس مى‏کنند و به گونه‏اى شرایط را در مقابل خود مى‏بینند. هرتصل این‏گونه مواجهه با یهودیان را یهودى‏ستیزى تفسیر مى‏کند و دنبال چاره‏جویى است. البته هرتصل تعصب موروثى را نیز از این مسئله جدا نمی ‏بیند؛ چنان‏که هرتصل به یهودى با برداشت‏هاى نژادى رایج در ادبیات یهودى ستیز نگاه مى‏کند. هرتصل معتقد است که یهودیان با مادیتى که در آنها نفوذ کرده و زبان آلمانى (یدیشى) فاسدشان نموده است، روابط اندامى میان اعضاى ملت اندام‏وار آلمان را تباه مى‏کنند.

در واقع، شکل و مضمون ملت اندام‏وار شکل و مضمون خروجى و تصفیه‏اى دارد؛ یعنى خروج جسمبیگانه از شاکله اندامى بزرگ‏تر در تمدن غرب که براندازى کامل آن ضرورى و حتمى است و خروج، راه‏حل نهایى است. هرتصل معتقد است: میان خروج موسى و طرح صهیونیستى رابطه‏اى وجود دارد، اما خروج به شیوه موسى راه‏حل کهنه و پوسیده است. هرتصل خروج را به شیوه سکولار مى‏پسندد.۲۷

هرتصل در دفاع از طرح صهیونیستى خود اعتقاد دارد که گرچه یهودیان ملتى اندام‏وار مطرود هستند و از این منظر مزاحم جامعه اروپایى محسوب مى‏شوند، لیکن اروپا از آغاز رنسانس به سودمندى یهودیان و امکان استفاده ابزارى از آنان در جهت منافع تمدن غرب پى برده است. هرتصل بر این باور است که راه‏حل امپریالیستى همان کوچاندن یهودیان به مناطق مختلف جهان، مثل فلسطین، است که فواید زیادى را براى دولت‏هاى ذى‏ربط و همچنین کشورهاى اروپایى خواهد داشت. از جمله این فواید مى‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱٫ دولت‏هاى ذى‏ربط از این مهاجرت استفاده بزرگى خواهند کرد.

۲٫ اگر دولت عثمانى در واگذارى فلسطین به صهیونیسم کمک کند، یهودیان متعهد مى‏شوند اداره کامل امور مالى ترکیه را بر عهده بگیرند.

۳٫ نفوذ صهیونیسم براى دولت عثمانى میتواند مانع خوبى در برابر ارامنه باشد.

۴٫ این امکان نیز فراهم خواهد بود تا با تأسیس دانشگاهى در استانبول جوانان ترک از جریان‏هاى انقلابى غربى مصون بمانند.

۵٫ این مهاجرت باعث افزایش قدرت امپراتورى عثمانى خواهد شد.

البته این مهاجرت براى دولت‏هاى غربى نیز فوایدى خواهد داشت که از آن جمله‏مى‏توان‏به این موارد اشاره کرد:

۱٫ پایان یهودى‏ستیزى در غرب و آرامش از احساس گناه نکردن؛

۲٫ کاهش جمعیت با خروج یهودیان از این کشورها و ورودشان به فلسطین.

پس در واقع، راه‏حل هرتصل همانا تأسیس یک دولت یهودى در خارج از اروپا بود که منشأ حاکمیت آن جهان غرب باشد.۲۸دیدگاه اساسى هرتصل این است که مسئله یهودیت از راه همانندسازى حل‏شدنى نیست؛ زیرا از یک طرف، تفکر ضدیهودیت وجود دارد و از سوى دیگر، یهودیت بقاى خود را مى‏خواهد. یهودیان یک قوم هستند که به دین یهود وفادارند؛ کسانى که در بدترین شرایط اجتماعى و اقتصادى به گونه‏اى بیگانه در کشورها زندگى مى‏کنند.

به نظر مى‏رسد تنها با راه‏حل سیاسى، یهودیان مى‏توانند تغییر شکل و سبک بدهند و شرایط بهترى در زندگى پیدا کنند؛ که آن‏هم تنها با تأسیس دولت مستقل یهودى و با رضایت قدرت‏هاى بزرگ جهان امکان‏پذیر خواهد بود. این دولت مى‏تواند در اسرائیل یا در آرژانتین با اراده و تصمیم قوم یهود شکل گیرد. هرتصل مى‏گوید: تحقق این طرح مستلزم تأسیس دو ساختار است:

۱٫ جامعه یهودیان که بتواند نمایندگى قوم یهود را در یک ساختار کاملاً قانونى رهبرى کند.

۲٫ شرکت یهودى که کار کنترل امور تجارى و بازار کار را بر عهده داشته باشد.۲۹





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 15 شهریور 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


امارگیر حرفه ای سایت