تبلیغات
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))** - ادامه غیبت وامامت
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))**
(بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین انه خیرناصراومعین)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دراین زمانه که هیچکس به فکردیگری نیست من وتونبایداعتقاد را رهاکنیم!!اومی آید!می دانم که می آید!بیادست به دست هم دهیم ومنتظرش باشیم...یک منتظرواقعی...بامن بگو دوست من...بگو...زمزمه کن...من ازاین موجودکه درپی گمراه کردن من است بیزارم...بگودوست من...من ازاوبیزارم...ازاو...از شیطان...بیزارم...

مدیر وبلاگ : منتظرالمهدی
نظرسنجی
**به نظرشما وبلاگ ما چطوره؟**





( فرق بین دوست و دشمن در علّت غیبت )
اگر گفته شود: بنا بر این هر ولىّ و دوستى كه امام بر او ظاهر نمى شود باید قطع پیدا كند به اینكه او در گناهى كبیره و بزرگ كه به منزله كفر حساب مى شود بسر مى بَرَد. چون ـ بنا بر آنچه شما فرض كردید ـ او در آنچه كه موجب غیبت امام از او شده و باعث از بین رفتن امرى مصلحت دار ـ یعنى ظاهر شدن حضرت ـ مى باشد، مقصّر شناخته مى شود. و بدین ترتیب همین ولىّ، ملحق به دشمنان آن حضرت است.
گوییم : این تقصیرى كه به آن اشاره داشتیم لازم نیست كه در حدّ كفر یا گناه كبیره اى باشد. زیرا او در همین حال حاضر، اعتقاد به عدم امامت امام زمان(علیه السلام) پیدا نكرده و او را بر جان شریفش نترسانده است و فقط در بعضى دانستنى ها تقصیرى مرتكب شده كه همین تقصیر سبب شده است كه او حال خود را چنین یابد كه همین تقصیر در آینده باعث مى شود كه شك در امامت از او صادر شود در حالیكه الآن چنین نشده است.
پس در چنین تقصیرى لازم نیست كه همین حالا به منزله آن شك در امامت حساب شود كه به شكل طبیعى روشن است كه در آینده به آن منجر خواهد شد.
جز اینكه باید دانست كه چنین تقصیرى اگرچه لازم نیست كفر باشد یا همانند تكذیب امام(علیه السلام) و شك در صدق آن حضرت بشمار آید با اینهمه گناه و خطا بشمار مى آید، البته گناه و خطایى كه منافاتى با ایمان واستحقاق ثواب ندارند.
و در این تقدیر دوست و ولىّ امام، ملحق به دشمن حساب نمى شود. زیرا دشمن در حال حاضر در مورد امامت به چیزى كه گناه كبیره و موجب كفر اوست اعتقاد دارد، بخلاف دوست و ولىّ كه در حال حاضر جز ایمان وتسلیم ندارد.
  آنچه در آینده سبب كفر مى شود در حال حاضر كُفر نیست:
 آنچه كه این گفتارِ ما را ـ كه هرچه به منزله سبب براى كفر است لازم نیست در حال حاضر كفر باشد ـ روشن مى سازد، اینست كه فرض كنیم شخصى در مورد فردى توانا از بین ما اعتقاد پیدا كند كه «او بدرستى مى تواند در غیر خودش از اجسام دیگر، كارى را بدون هیچگونه تماسى با آن انجام دهد و به شكل غیر مباشر، در آن تصرفاتى خارق العاده كند.»
این مطلب خطا و جهالت است و كفر نیست.
از طرف دیگر محال نیست كه در باره همین شخص ـ با همین اعتقاد ـ علم داشته باشیم كه اگر یك پیغمبرى ظهور كرد و مردم را به نبوت خویش فرا خواند و معجزه اش را همین قرار داد كه خداوند بدست او كارى را انجام دهد بگونه اى كه اسباب بشرى به آن نرسد ـ كه خود این كار حتماً علمى و معجزه اى الهى است ـ همین شخص او را تكذیب مى كند و به او ایمان نمى آورد و حتى مى شود در نظر گرفت كه این شخص، آن مدّعى پیامبرى را مى كشد. و آنچه از اعتقاد او نسبت به مقدور شخص قادر ذكر شد، به منزله سبب چنین مخالفت و تكذیب و قتلى باشد. اما هرگز لازم نمى آید كه چنین اعتقادى در اهمیت و بزرگى، همرتبه و همشأن با چنین افعالى باشد.
و این بود مجموعه سخنانى در باره غیبت كه به وسیله آن بر اصول وفروع آن آگاهى حاصل شود و بعد از آن اگر هم مطالبى باقى مانده باشد چنانست كه گویا نیازى به طرح آنها نبوده است.
و از خدا یارى مى جوئیم و توفیق نیكو مى طلبیم نسبت به آنچه كه موافق حق و مطابق آنست و مخالف باطل و دور از آنست و او به لطف و رحمت خویش شنواى اجابت كننده ا ست و خدا ما را كفایت كننده است و نیكو وكیلى است.
 

پایان كتاب «المقنع»
و الحمد لله اولا و آخراً و ظاهراً و باطناً


( [1] ) همین عبارت در كتاب «غیبت» شیخ طوسى، همراه با عبارتى دیگر این چنین نقل شده است: بلكه همه ملامت و سرزنش متوجه كسانى باشد كه او را به نهان شدن واداشته و نیازمند غیبت ساخته اند.
( [2] ) در حاشیه نسخه خطى «مقنع» كه در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى نگهدارى مى شود، آمده است: «لى هُنا نَظَرٌ» ـ به نظر من بر این فرمایش سید اشكال وارد است ـ .
( [3] ) در حاشیه نسخه خطى پیشین آمده است: توضیح فرمایش ایشان اینكه: امام زمان(علیه السلام) مكلّف است كه حق را آشكار نموده و مخالفین خویش ر ابه قتل رساند. و این عمل جز با شمشیر ممكن نیست، بر خلاف پدران بزرگوارش (سلام الله علیهم) كه آنان چنین تكلیفى نداشتند، واللّه اعلم
( [4] ) «الشافى فى الامامة»، جلد 1، صفحه 144 تا 148.
( [5] ) در بعضى نسخه ها كلمه «قاطعین» به این معنا آمده كه «ما قطع و یقین داریم كه ...» كه با توجّه به سیاق كلام و آنچه در غیبت شیخ طوسى نقل شده: انّا اوّلا لانقطع على استتاره عن جمیع اولیائه»
و نیز آنچه در اعلام الورى به نقل از سید آمده است «اوّلا نحن لانقطع ...» اشتباه است و همان «لا قاطعین» صحیح است كه مورد ترجمه قرار گرفته است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 19 بهمن 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


امارگیر حرفه ای سایت