تبلیغات
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))** - وهّابیّت از منظر عقل و شرع(1)
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))**
(بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین انه خیرناصراومعین)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دراین زمانه که هیچکس به فکردیگری نیست من وتونبایداعتقاد را رهاکنیم!!اومی آید!می دانم که می آید!بیادست به دست هم دهیم ومنتظرش باشیم...یک منتظرواقعی...بامن بگو دوست من...بگو...زمزمه کن...من ازاین موجودکه درپی گمراه کردن من است بیزارم...بگودوست من...من ازاوبیزارم...ازاو...از شیطان...بیزارم...

مدیر وبلاگ : منتظرالمهدی
نظرسنجی
**به نظرشما وبلاگ ما چطوره؟**





باسلام.این مطلب چون طولانی بود2بخشش کردم.


 باسمه تعالى


 

الحمد للّه ربّ العالمین والصلاة والسلام على سیّدنا محمّد وآله الطاهرین.

مقدمه
گسترش تهاجم به شیعه بعد از انقلاب اسلامى وانگیزه هاى آن
اندیشمندان اهل سنّت از دیر باز، نگاهى نقّادانه به فرهنگ و معارف شیعى داشته اند وهمواره سؤالات و شبهاتى را مطرح كرده اند. این رویكرد با ظهور وهّابیّت در شبه جزیره عربستان، روند وسیع تر وشدیدترى به خود گرفته است و پس از پیروزى انقلاب پرشكوه اسلامى ایران این هجمه با روشهاى مدرن و با استفاده از رسانه هاى عمومى مانند اینترنت وماهواره در سطحى وسیع گسترش یافته است.
این تهاجم در سالهاى اخیر گسترش چشمگیرى داشته است به گونه اى كه همه گروهها، از مردم عادى تا اساتید، دانشجویان، دانش آموزان و حتى روحانیّون كاروانهاى حج را هم در بر گرفته است.
با اینكه این شبهات، غالباً از افتراء و دروغ و یا جهل و نادانى سرچشمه گرفته است، ولى از مسئولیّت اساتید و دانش پژوهان در پاسخگویى به آن كاسته نمى شود.
زیرا مخالفان مكتب اهل بیت، هرگز تصوّر نمى كردند كه فرهنگ غنى شیعه بتواند ملّت ایران را این چنین به صحنه بیاورد كه با دست خالى، ولى با قلبى آكنده از ایمان و عشق به اسلام، طومار حكومت تا دندان مسلّح را ـ با آن همه حمایتهاى بیدریغ شرق و غرب ـ براى همیشه درهم بپیچد و به جاى آن، حكومت اسلامى برپایه فقه شیعه تأسیس نماید.
به همین جهت، مخالفان مكتب اهل بیت، وقتى كه با گسترش فرهنگ تشیّع، موقعیّت خود را در خطر مى بینند، با تألیف كتابهاى ضدّ شیعىِ مملوّ از تهمت و كذب، سعى در مخدوش كردن چهره نورانى مذهب شیعه را در سطح جهانى دارند.

چشم انداز مذهب شیعه
یكى از انگیزه هاى تهاجم وسیع وهّابیّت بر ضدّ مذهب اهل بیت (علیهم السلام)، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل كرده و استقبال آنان از این مكتب نورانى مطابق با سنّت راستین محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم)است، به چند نمونه توجّه كنید:
? دكتر عصام العماد، فارغ التحصیل دانشگاه «الإمام محمّد بن سعود» در ریاض و شاگرد بن باز (مفتى اعظم سعودى) و امام جماعت یكى از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغین وهّابیّت در یمن كه كتابى نیز در اثبات كفر و شرك شیعه تحت عنوان: «الصلة بین الإثنی عشریّة وفرق الغلاة» نوشته است با آشنایى با یكى از جوانهاى شیعه، با فرهنگ نورانى تشیّع آشنا شد و از فرقه وهّابیّت دست كشید و به مذهب شیعه مشرّف گردید.
دكتر عصام در كتابى كه به همین مناسبت تألیف نموده، مى نویسد:
با مطالعه كتابهایى كه وهّابیّت در سالهاى اخیر نوشته اند، به یقین در مى یابیم كه آنان احساس كرده اند كه تنها مذهب آینده، همان مذهب شیعه امامیّه است: «وكلَّما نقرأ كتابات إخواننا الوهّابیّین نزداد یقیناً بأنّ المستقبل للمذهب الاثنی عشری; لأنّهم یتابعون حركة الانتشار السریعة لهذا المذهب فی وسط الوهّابیّین وغیرهم من المسلمین»(1).
(هنگامى كه كتابهاى برادران وهّابى را مى خوانیم بر یقین ما افزوده مى شود كه آینده از آن مذهب تشیّع است، زیرا آنان خود وسیله انتشار سریع و آشنائى با مذهب تشیّع در بین وهّابیان مى باشند).
سپس از قول شیخ عبد اللّه الغُنیمان استاد «الجامعة الإسلامیّة» در مدینه منوّره نقل مى كند: «إنّ الوهّابیّین على یقین بأنّ المذهب (الاثنی عشر) هو الذی سوف یجذبُ إلیه كلّ أهل السنَّة وكلّ الوهّابیّین فی المستقبل القریب»; (وهّابیون به یقین دریافته اند، تنها مذهبى كه در آینده، اهل سنّت و وهّابیّت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شیعه امامى است(2).
? آقاى شیخ ربیع بن محمّد، از نویسندگان بزرگ سعودى مى نویسد: «وممّا زاد عجبی من هذا الأمر أنّ إخواناً لنا ومنهم أبناء أحد العلماء الكبار المشهورین فی مصر، ومنهم طلاّب علم طالما جلسوا معنا فی حلقات العلم، ومنهم بعضُ الإخوان الذین كنّا نُحْسن الظنَّ بهم; سلكوا هذا الدَرْب، وهذا الاتّجاه الجدید هو (التشیّع)، وبطبیعة الحال أدركت منذ اللحظة الأولى أنّ هؤلاء الإخوة ـ كغیرهم فی العالم الإسلامی ـ بهرتهم أضواء الثورة الإیرانیّة»(3).
(آنچه كه باعث فزونى شگفتى من گردیده، این است كه برخى از برادران وهّابى و فرزندان شخصیّتهاى علمى و دانشجویان مصرى، اخیراً به سراغ مكتب تشیّع رفته اند).
? شیخ محمّد مغراوى از دیگر نویسندگان مشهور وهّابى مى گوید: باگسترش مذهب تشیّع در میان جوانهاى مشرق زمین، بیم آنرا دارم كه این فرهنگ در میان جوانهاى مغرب زمین نیز گسترده شود: «بعد انتشار المذهب الإثنی عشری فی مشرق العالم الإسلامی، فخفت على الشباب فی بلاد المغرب ... »(4).
? دكتر ناصر قفارى استاد دانشگاههاى مدینه مى نویسد: «وقد تشیّع بسبب الجهود التی یبذلها شیوخ الإثنی عشریّة من شباب المسلمین، ومن یطالع كتاب «عنوان المجد فی تاریخ البصرة ونجد» یَهُولُه الأمر حیث یجدُ قبائل بأكملها قد تشیّعت»(5).(اخیراً تعداد زیادى از اهل سنّت به طرف مذهب شیعه گرویده اند و اگر كسى كتاب «عنوان المجد فی تاریخ البصرة ونجد» را مطالعه كند به وحشت مى افتد كه چگونه برخى از قبایل عربى به صورت كامل، مذهب شیعه را پذیرفته اند).
? جالبتر ازاینها سخن شیخ مجدى محمّد على محمّد نویسنده بزرگ وهّابى است كه مى گوید: «جاءنی شابّ من أهل السنّة حیران، وسبب حیرته أنّه قد امتدّت إلیه أیدی الشیعة ... حتّى ظنّ المسكین أنّهم ملائكة الرحمة وفرسان الحقّ»(6).
(یكى از جوانهاى اهل سنّت حیرت زده نزد من آمد وقتى كه علّت حیرت او را جویا شدم، دریافتم كه دست یكى از شیعیان به وى رسیده است، و این جوان سنّى تصوّر كرده است كه شیعیان ملائكه رحمت، و شیر بیشه حقّ مى باشند).

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
شاید به ذهن بعضى خطور كند كه طرح مسایل اختلافى بین شیعه و سنّى، و یا شیعه و وهّابیّت، با جریان وحدت میان مسلمانان منافات داشته باشد، و یا زمینه رنجش خاطر بعضى فراهم شود، و یا موجب تفرقه گردد، بدین منظور نا گزیریم نسبت به مفهوم وحدت و عوامل آن به صورت گذرا اشاره كنیم.
? شكى نیست كه یكى از عوامل پیشرفت ملتها و رمز پیروزى آنان، پیوند و اتحاد بوده است، همانگونه اى كه با اتحاد قطرات آب، مخزن بزرگ سد تشكیل و با پیوستن جویهاى كوچك به همدیگر رودخانه هاى عظیم ایجاد مى شود، با اتحاد انسانها نیز صفوف بزرگى تشكیل مى شود كه دشمن با نگاهش به وحشت افتاده و فكر تجاوز به آنان را براى همیشه از سر بیرون مى كند (تُرْهِبُونَ بِهِى عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ)(7).
? قرآن مجید ملل اسلامى را به سوى یگانه عامل وحدت، «تمسك به حبل اللّه» دعوت مى كند، و از هر گونه تفرقه برحذر مى دارد: (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ)(8).
بلكه اختلاف و پراكندگى و به جان هم افتادن را یكى از بدترین عذابها به شمار مى آورد: (قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْض)(9)، «بگو او تواناست كه از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد، یا شما را گروه گروه به هم اندازد ]و دچار تفرقه سازد[ و عذاب بعضى از شما را به بعضى دیگر بچشاند».
ابن اثیر مى گوید: مراد از «شِیَعاً» همان تفرقه میان امت اسلامى است(10).
? رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید: «مثل المؤمنین فی توادّهم وتعاطفهم وتراحمهم بمنزلة الجسد إذا اشتكى منه شی تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمّى»(11).
(تمام مسلمانان عالم اعضاء یكدیگر هستند وهمه آنان بمنزله یك جسد مى باشند، كه اگر عضوى از آن به درد آید سایر اعضاء نیز متأثّر خواهد شد).

اهمّیّت وحدت در عصر حاضر
و شكّى نیست كه ما در عصرى زندگى مى كنیم كه تمامى دشمنان براى نابودى اسلام هم پیمان گشته و تمامى امكانات سیاسی و اقتصادى خود را در سقوط اسلام از صحنه بین الملل بكار گرفته اند.
كه طرح نوین «هانتیگتون»، بزرگ نظریّه پرداز كاخ سفید و استراتژیست معروف یهودى در كتاب «برخورد تمدّنها» مؤیّد این مطلب است.
و همچنین نظریه دكتر مایكل برانت، یكى از معاونان سابق سازمان اطلاعات مركزى امریكا (سیا) كه در كتاب A Plan to divis and desnoylte theology«نقشه اى براى جدایى مكاتب الهى» آمده، مى گوید: افرادى كه باشیعه اختلافات نظر دارند آنها را علیه شیعه منظم و مستحكم كرده، وكافر بودن شیعه گسترش داده شود و آن ها را از جامعه جدا نموده وعلیه آن ها مواد نفرت برانگیز نوشته شود(12).
بنا بر این در چنین عصرى بیش از هر عصر دیگر، مسلمانان نیاز به وحدت دارند، و شاید بیش از هر زمانى جامعه اسلامى به همكارى و مساعدت یكدیگر نیازمند است.
گلادستون نخست وزیر اسبق بریتانیا مى گوید: «مادام هذا القرآن موجوداً فی أیدى المسلمین، فلن تستطیع أروبا السیطرة على الشرق ولا أن تكون هی نفسها فی أمان». مادامى كه قرآن در دست مسلمان هااست، اروپا نه مى تواند بر شرق تسلط یابد و نه احساس امنیت كند(13).
بن گوریون نخست وزیر اسبق دولت غاصب صهیونیستى مى گوید: «إنّ أخشى ما نخشاه أن یظهر فی العالم العربی، محمد جدید». آن چه كه ما را به وحشت انداخته این است كه مى ترسیم در جهان عرب محمد تازه اى ظهور كند(14).
بالاتر از همه این ها، با این كه یكى از اصول مسلم مسیحیت، كشته شدن حضرت مسیح به دست یهود بوده و به همین خاطر، در طول 20 قرن بغض و كینه وعداوت میان آنان حاكم بود، ولى براى ایجاد وحدت میان مسیحیت و یهود در برابر مسلمین، دولت واتیكان طى اطلاعیه رسمى از این اصل صرف نظر كرده و یهود را از این جنایت تبرئه مى كند.
وجاى شگفت این است كه این اعلامیه در سال 1393 هجرى مطابق با 1973 میلادى هم زمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان صادر شد، تا بتواند تمام نیروهاى یهود ونصارى را در برابر مسلمانان بسیج نماید(15).
با توجه به نكات یاد شده، اهمّیّت سخن رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) كه مى فرماید: «من أصبح ولم یهتمّ بأمور المسلمین فلیس بمسلم» كسى كه به فكر مشكلات برادران دینى خود نباشد مسلمان نیست، در این زمان بیش از هر زمان دیگر ملموس باشد.
بدیهى است در موقعیت فعلى، هر گونه حركت مشكوك كه موجب تفرقه میان صفوف مسلمانان باشد، به نفع اسلام نیست.
و هرگونه فحش و ناسزا قبل از آنكه به وحدت میان مسلمین و تقریب بین مذاهب ضربه بزند، چهره نورانى مكتب اسلام را در سطح بین الملل مخدوش مى كند، و طبقه تحصیل كرده را به مكتب نورانى اسلام بدبین مى سازد.

اهداف وحدت
هدف از وحدت، یكى كردن مذاهب و از بین بردن دیگر مذاهب نیست، و غرض مؤسّسان تقریب هم جایگزینى اشعرى بجاى معتزله و سنى را تبدیل به شیعه و حنفى را حنبلى ساختن و یا بعكس نبوده است; زیرا این امر نه تنها كارى دشوار بلكه امرى غیر ممكن مى باشد.
بلكه همّت آنان نزدیك نمودن صاحبان مذاهب مختلف به همدیگر با تكیه بر مشتركات، و قرار دادن همه مسلمانان را در صف واحد در برابر دشمنان قسم خورده اسلام بوده است.
مرحوم شیخ محمّد تقى قمّى، مؤسّس «دار التقریب بین المذاهب الإسلامیّة» و نماینده حضرت آیت اللّه العظمى بروجردى در مدرسه فیضیّه مى گفت: هدف از تأسیس این مركز، تقریب میان مذاهب است نه توحید مذاهب، یعنى هدف این نیست كه شیعه از اصول و معتقدات خودش فاصله بگیرد، و یا سنّى از مبانى اعتقادیش دست بر دارد.
علت فاصله میان مذاهب، عدم آشنایى صحیح از مبانى فكرى یكدیگر است، و با تأسیس این مركز، صاحبان اندیشه هاى هر یك از مذاهب، با حفظ مبانى اعتقادى خود و احترام به معتقدات همدیگر، مسائل اختلافى را در محیطى آرام مطرح نمایند. تا ضمن آشنائى با افكار همدیگر، و مشتركات میان مذاهب، تفاهم بیشترى داشته باشند. كه این قضیّه در نهایت به نفع شیعه است.
? در تاریخ 24 ژوئن 2001، برابر با سوم تیر 1380، شبكه تلویزیونى ANNدر لندن، میزگردى درباره تقریب بین مذاهب اسلامى، و وحدت مسلمانان، با شركت جمعى از متفكران ایرانى و لبنانى و مصرى و بریتانیایى تشكیل داده بود، آقاى شیخ محمّد عاشور، معاون رئیس دانشگاه الأزهر و رئیس كمیته گفتوگو بین مذاهب اسلامى كه به صورت تلفنى با برنامه در تماس بود، گفت:
«فكرة التقریب بین المذاهب الإسلامیّة لاتعنی توحید المذاهب الإسلامیّة ولاصَرْف أیّ مسلم مذهبه وصرف المسلم عن مذهبه تحت التقریب تضلیل فكرة التقریب ... فإنّ الاجتماع على فكرة التقریب یجب أن یكون أساسه البحث والإقناع والاقتناع، حتّى یمكن لسلاح العلم والحجّة محاربة الأفكار الخرافیّة ... وأن یلتقی علماء المذاهب ویتبادلون المعارف والدراسات لیعرف بعضهم بعضاً فی هدوء العالم المتثبّت الذی لاهمّ له إلاّ أن یدری ویعرف ویقول فینتج»(16).
یعنى: هدف از اندیشه تقریب بین مذاهب اسلامى، یكى كردن همه مذاهب و روى گردانى از مذهبى و روى آوردن به مذهبى دیگرنیست، كه این به بیراهه كشاندن اندیشه تقریب است، تقریب باید بر پایه بحث وپذیرش علمى باشد تا بتوان با این اسلحه علمى به نبرد با خرافات پرداخت، و باید دانشمندان هر مذهبى در محیطى آرام در گفتگوهاى علمى خود دانش خود را مبادله كنند، ونتیجه بگیرند.

استاد مرتضى مطهرى و برداشت انحرافى از وحدت
شهید مطهرى در زمینه ارائه برداشتِ غلط از وحدت اسلامى مى نویسند: «ایراد دوم این است كه با طرح و بحث این مسائل تكلیف اتّحاد اسلامى چه مى شود؟ آن چه بر سر مسلمین آمد، شوكت آنها را گرفت و آن ها را زیر دست و تو سرى خور ملل غیر مسلمان قرار داد، همین اختلافات فرقه اى است ... آیا طرح اینگونه بحث ها كمك به هدف هاى استعمارى نیست؟
جواب این است كه بدون شك نیاز مسلمین به اتّحاد و اتّفاق از مبرمترین نیازهاست و درد اساسى جهان اسلام همین كینه هاى كهنه میان مردم مسلمان است. دشمن هم همواره از همینها استفاده مى كند.
امّا به نظر مى رسد كه اعتراض كننده در مفهوم «اتّحاد اسلامى» دچار اشتباه شده است.
مفهوم اتّحاد اسلامى كه در صد سال اخیر میان علماء و فضلاء مؤمن و روشنفكر اسلامى از اصول اعتقادى و یا غیر اعتقادى خود صرفنظر كنند و به اصطلاح مشتركات همه فرق را بگیرند و مختصّات همه را كنار بگذارند، چه این كار، نه منطقى است و نه عملى.
چگونه ممكن است از پیروان یك مذهب تقاضا كرد كه به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمین از فلان اصل اعتقادى یا عملى خود كه به هر حال به نظر خود آن را جزء متن اسلام مى داند صرف نظر كند؟ در حكم این است كه از او بخواهیم به نام اسلام از جزئى از اسلام چشم بپوشد ... .
ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروى اهل البیت(علیهم السلام) را داریم، كوچكترین چیزى حتّى یك مستحبّ و یا مكروه كوچك را قابل مصالحه نمى دانیم، نه توقّع كسى را در این زمینه مى پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم كه به نام مصلحت و به خاطر اتّحاد اسلامى از یك اصل از اصول خود دست بردارند آنچه ما انتظار و آرزو داریم این است كه محیط حسن تفاهم به وجود آید تا ما كه از خود اصول وفروعى داریم، فقه، حدیث، كلام، فلسفه وادبیات داریم، بتوانیم كالاى خود را به عنوان بهترین كالا عرضه بداریم تا شیعه بیش از این در حال انزوا به سر نبرد و بازارهاى مهم جهان اسلامى به روى كالاى نفیس معارف اسلامى شیعى بسته نباشد. اخذ مشتركات اسلامى و طرد مختصّات هر فرقه اى نوعى خرق اجماع مركّب است، محصول آن چیزى است كه قطعاً غیر از اسلام واقعى است; زیرا بالاخره مختصّات یكى از فرق، جزء متن اسلام است و اسلام مجرّد از همه این مشخصّات و ممیّزات و مختصّات، وجود ندارد.
گذشته از همه این ها طراحان فكر عالى اتحاد اسلامى كه در عصر ما مرحو آیة اللّه العظمى بروجردى(قدس سره) در شیعه وعلامه شیخ عبد المجید سلیم وعلامه شیخ محمود شلتوت در اهل تسنن در رأس آن قرار داشتند چنان طرح را در نظر نداشتند.
آنچه كه آن بزرگان در نظر داشتند این بود كه فرقه هاى اسلامى در عین اختلافاتى كه دركلام، فقه و غیره باهم دارند به واسطه مشتركات بیشترى كه در میان آن ها هست مى توانند در مقابل دشمنان خطرناك اسلام دست برادرى بدهند وجبهه واحدى تشكیل دهند. این بزرگان هرگز در فكر طرح وحدت مذهبى تحت عنوان وحدت اسلامى كه هیچگاه عملى نیست نبودند.
در اصطلاحات معمولى عرف، فرق است میان حزب واحد و جبهه واحد، وحدت حزبى ایجاب مى كند كه افراد از نظر فكر و ایدئولوژى و راه و روش و بالاخره همه خصوصیّات فكرى به استثناء مسائل شخصى یك رنگ و یك جهت باشند.
امّا معنى وحدت جبهه اینست كه احزاب و دسته جات مختلف در عین اختلاف در مسلك و ایدئولوژى و راه و روش، بهواسطه مشتركاتى كه میان آن ها هست در مقابل دشمن مشترك، در یك صف، جبهه بندى كنند.
و بدیهى است كه صف واحد در برابر دشمن تشكیل دادن با اصرار در دفاع از مسلك خود و انتقاد از مسلكهاى برادر و دعوت سایر برادران هم جبهه به مسلك خود به هیچ وجه منافات ندارد.
آنچه مخصوصاً مرحوم آیت اللّه العظمى بروجردى بدان مى اندیشید این بود كه زمینه را براى پخش و انتشار معارف اهل البیت(علیهم السلام) در میان برادران اهل سنت فراهم كند و معتقد بود كه این كار، جز با ایجاد حسن تفاهم، امكان پذیر نیست، توفیقى كه آن مرحوم در طبع برخى كتب فقهى شیعه در مصر به دست خود مصریان در اثر حسن تفاهمى كه به وجود آورده بود كسب كرد از مهمترین موفقیتهاى علماء شیعه است. جزاه اللّه عن الإسلام والمسلمین خیر الجزاء.
به هر حال طرفدارى از تز «اتّحاد اسلامى» ایجاب نمى كند كه در گفتن حقایق كوتاهى شود، آن چه نباید صورت گیرد، كارهایى است كه احساسات و تعصّبات و كینه هاى مخالف را بر مى انگیزد، امّا بحث علمى سروكارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات.

سیره فراموش شده على (علیه السلام)
سیره متروك و فراموش شده شخص مولاى متقیان على (علیه السلام) ، قولاً و عملاً ، كه از تاریخ زندگى آن حضرت پیداست بهترین درس آموزنده در این زمینه است .
على (علیه السلام) از اظهار و مطالبه حق خود و شكایت از ربایندگان آن خوددارى نكرد ، با كمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامى را مانع آن قرار نداد، خطبه هاى فراوانى در نهج البلاغه شاهد این مدعى است .
در عین حال این تظلمها موجب نشد كه از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود، در جمعه و جماعت شركت مى كرد ، سهم خویش را از غنائم جنگى آن زمان، دریافت مى كرد ، از ارشاد خلفا دریغ نمى نمود ، طرف شور قرار مى گرفت و ناصحانه نظر مى داد.
در جنگ مسلمین با ایرانیان كه خلیفه وقت مایل است خودش شخصاً شركت نماید على پاسخ مى دهد: خیر! شركت نكن; زیرا تا تو در مدینه هستى دشمن فكر مى كند: فرضاً سپاه میدان جنگ را از بین ببرد، از مركز، مدد مى رسد; ولى اگر شخصاً به میدان نبرد بروى، خواهند گفت: «هذا اصل العرب» ریشه و بن عرب این است ، نیروهاى خود را متمركز مى كنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قویتر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت(17)
پستى را از هیچیك از خلفا نمى پذیرد ، نه فرماندهى جنگ و نه حكومت یك استان و نه امارة الحاج و نه یك چیز دیگر از این قبیل را; زیرا قبول یكى از این پست ها به معنى صرف نظر كردن او از حق مسلم خویش است.
و به عبارت دیگر كارى بیش از همكارى و همگامى و حفظ وحدت اسلامى است ; اما در عین حال كه خود پستى نمى پذیرفت، مانع نزدیكان و خویشاوندان و یارانش در قبول آن پست ها نمى گشت; زیرا قبول آن ها صرفاً همكارى و همگامى است و به هیچ وجه امضاى خلافت تلقى نمى شود.
سیره على(علیه السلام) در این زمینه خیلى دقیق است و نشانه متفانى بودن آن حضرت در راه هدفهاى اسلامى است ; در حالى كه دیگران مى بریدند او وصل مى كرد ، آن ها پاره مى كردند و او مى دوخت.
ابو سفیان فرصت را مغتنم شمرد، خواست از نارضائى او استفاده كند و انتقام خویش را به صورت خیر خواهى و احترام به وصیت پیغمبر، به وسیله وصى پیغمبر از پیغمبر بگیرد ، اما قلب على آگاه تر از این بود كه گول ابوسفیان ها را بخورد ، دست رد بر سینه اش زد و او را از خود راند . در هر زمانى ابوسفیانها و حیى بن اخطب ها در كارند، در عصر ما انگشت حیى بن اخطبها در بسیارى از جریانات نمایان است، بر مسلمین و بالاخص شیعیان و موالیان على(علیه السلام) است كه سیرت و سنت آن حضرت را در این زمینه نصب العین خویش قرار دهند و فریب ابو سفیان ها و حیى بن اخطبها را نخورند(18).

نگرانى رسول گرامى (ص) از اختلاف امت
شكى نیست كه وحدت امت اسلامى بالاترین آرزوى پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) بود و هر گونه اختلاف میان آنان موجب نگرانى حضرت بود همانگونه كه سیوطى و دیگران آورده اند:
مردى به نام «شاس بن قیس» كه بزرگ شده دوران جاهلیت بود، كینه و حسد مسلمانان در سینه اش شعله مى كشید، یك نفر جوان یهودى را تحریك كرد كه میان دوقبیله بزرگ اسلامى اوس و خزرج، اختلاف ایجاد كند.
این یهودى میان این دو قبیله آمده جنگها و درگیرى هاى زمان جاهلیت را براى آنان یاد آورى كرد و آتش فتنه را روشن ساخت به طورى افراد دو قبیله شمشیر به دست گرفته و در برابر هم صف آرایى كردند.
همین كه رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) از این قضیه مطلع شد، به همراه تعدادى از مهاجرین و انصار در محل درگیرى حاضر شد و فرمود: «یا معشر المسلمین اللّه اللّه، أبدعوى الجاهلیّة وأنا بین أظهركم؟ بعد إذ هداكم اللّه إلى الإسلام وأكرمكم به، وقطع به عنكم أمر الجاهلیة، واستنقذكم به من الكفر، وألّف به بینكم، ترجعون إلى ما كنتم علیه كفّار».
اى مسلمانان! آیا خدا را فراموش كرده اید و شعار جاهلیت سر مى دهید با این كه هنوز در میان شما حضور دارم.
پس از آن كه خداوند شما را به نور اسلام هدایت كرد و به شما ارزش داد و فتنه هاى دوران جاهلیت را ریشه كن ساخت و از كفر رهایى بخشید و میان شما الفت و برادرى برقرار كرد، شما دو باره مى خواهید به دوران كفر جاهلى برگردید.
در اثر سخنان رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)، متوجه شدند كه این فتنه، توطئه شیطانى است، از این كار خویش پشیمان شده و سلاح ها را به زمین گذاشتند و در حالى كه اشك از دیدگانشان جارى بود، دست در گردن هم انداختند و همدیگر را غرق بوسه ساختند و در معیت رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)به طرف منازل خود باز گشتند(19).








نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 19 بهمن 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


امارگیر حرفه ای سایت