تبلیغات
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))** - علل گرایش جوانان به شیطان پرستی 2
**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))**
(بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین انه خیرناصراومعین)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دراین زمانه که هیچکس به فکردیگری نیست من وتونبایداعتقاد را رهاکنیم!!اومی آید!می دانم که می آید!بیادست به دست هم دهیم ومنتظرش باشیم...یک منتظرواقعی...بامن بگو دوست من...بگو...زمزمه کن...من ازاین موجودکه درپی گمراه کردن من است بیزارم...بگودوست من...من ازاوبیزارم...ازاو...از شیطان...بیزارم...

مدیر وبلاگ : منتظرالمهدی
نظرسنجی
**به نظرشما وبلاگ ما چطوره؟**





از وی‍‍ژگی های بارز شیطان پرستی در ایران و تفاوت شیطان پرستان در ایران با سایر كشورها بگویید؟
شیطان‌پرستی یا شیطان‌گرایی در كشور ما هنوز در دورة نمادین به سرمی‌برد و به ایدئولوژی تبدیل نشده است. اما در كشورهای غربی با توجه به شبكه فراماسونری و نیز مبانی عرفان یهودی (قبالا یا كابالا) به یك ایدئولوژی سیاسی و مذهبی تبدیل شده و كاملاً با آرمان‌های صهیونیسم هماهنگی دارد. ولی باید توجه داشت كه با كاركردی كه نمادها دارند، بعد از مرحلة ترویج نمادها، نوبت به انتقال ایدئولوژی‌ خواهد رسید.
خیلی روشن عرض كنم وقتی سلام و علیك جوانان ما اشاره به نماد سرشیطان شد و آنگاه دیدند كه فلان هنرپیشة صهیونیست، فلان ورزش‌كار كابالیست و رئیس جمهور آمریكا نیز دستش را آنطور بالا می‌برد، به طور ناخودآگاه با آنها احساس همانندی كرده و ارزش‌ها و اندیشه‌های آنها را از آن خود می‌داند.
حالت سرشیطان نمادی از بافومت است كه به صورت یك بز روی كره زمین نشسته و به معنای تحقق حكومت شیطان در زمین است.
متأسفانه مسئولین به این ابعاد موضوع توجه ندارند و جنبش شیطانی را فقط از منظر انحرافات اجتماعی می‌بینند و از لایه‌های عمیق‌تر تغافل می‌كنند. با در نظر گرفتن لایه‌های عمیق این بحث مواجهه با آن تنها كار نیروی انتظامی نیست، بلكه سازمان‌های فرهنگی و سیاسی كشور باید برای آن فكر كنند و برنامه داشته باشند.
موضوع دیگر در مورد شیطان‌گرایی در ایران و بلكه دنیای اسلام این است كه در فرهنگ یهودی - مسیحی ایمان در برابر عقل و دانش قرار دارد و شیطان نماد عقل‌گرایی است. البته در آنجا عقل محدود به عقل منفعت‌جو و دنیاگراست. اما به هر حال شیطان نماد عقل و دانش قلمداد می‌شود كه با دعوت آدم و حوا به خوردن از میوة درخت دانش با انسان از بهشت رانده شد. و این موضوع زمینة جذب خیلی از افراد به شیطان بوده‌است. اما در دنیای اسلام این حنا رنگ ندارد و شیطان نماد جهل و وهم است و ایمان بر شالودة خرد و معرفت استوار می‌شود. از این جهت جنبش شیطان‌گرایی اگر بخواهد توفیقاتی را كه در سایر كشورها داشته، در ایران و جهان اسلام تجربه كند، ناگزیر است كه به تحریف در دین اسلام دست بزند. و البته اقداماتی را در این راستا آغاز كرده و برخی از آموزه‌های عرفانی را كه با سوء تفسیر به عقل‌ستیزی تبدیل می‌شود، برجسته می‌كنند. به خصوص با حمایت از برخی فرقه‌های منحرف صوفیه، عرفان ناب اسلامی را در چهره‌ای مسخ شده می‌نمایند.

* دربارة ریشه‌های شیطان‌گرایی در عرفان یهود توضیح دهید.
به اعتقاد یهودیان، بنی‌اسرائیل قوم برتر هستند و هیچ غیر یهودی، در جامعه یهودیان پذیرفته نمی‌شود، بنابراین یهودیان نمی‌توانند مثل پیروان سایر ادیان دیگران را به دین خود دعوت كنند، آنها این خلاء را با عرفان یهودی پر كرده‌اند. یعنی اگرچه شما به عنوان یك مسلمان یا مسیحی نمی‌توانید یهودی شوید ولی می‌توانید به عرفان یهود بپیوندید. امروزه در دنیا تبلیغات زیادی برای عرفان یهود یا همان قبالا صورت می‌گیرد. شخصیت‌های مشهوری نظیر مادونا كابالیست می‌شوند و آموزه‌های كابالا در رمان‌های كوئیلیو نقش پررنگی پیدا می‌كند، در رمان‌های كوه پنجم، بریدا، شیطان و دوشیزه پریم و حتی كیمیاگر به روشنی تعالیم كابالا دیده می‌شود.
البته عرفان یهود سر سفرة تعالیم انبیای بزرگ الاهی نشسته است و مطالب صحیح آن زیاد است و در همین مطالب صحیح با عرفان اسلامی همانندی پیدا می‌كند. اما تحریفات وحشت‌ناكی هم در آن صورت گرفته كه مشكل از همین تحریفات آغاز می‌شود.
یكی از تحریفات عرفان یهود این است كه آنها خدا را دارای تجلیات یا سفیراهای خیر و شر می‌دانند و در واقع جلوه‌های جلال و قهر و سخط الاهی را جلوه‌های شر كه منشأ پیدایش شر در عالم است، معرفی می‌كنند. رهبری نیروهای شر به دست فرشته‌ای به نام "سَمائیل" سپرده شده و در فیلم "گابریل" وقتی "جبرئیل" به زمین می‌آید، می‌بیند كه سمائیل یعنی یكی از فرشتگانی كه در بهشت باهم بودند، بر زمین حكومت می‌كند. جهان شر الاهی "سیترا احرا" نام دارد.
بر همین خشت كج، آموزة دیگری را می‌نهند و آن آموزة "شمیطاها" یا ادوار تاریخ است. براساس قبالا جلوه‌های خداوند در ادوار مختلف تغییر می‌كند، گاهی در دوران تجلی لطف و رحمت و به سر می‌بریم و گاهی در عصر قهر و غضب و جلال و جبروت الاهی، چنانكه در تورات می‌بینیم قوم بنی‌اسرائیل گاهی مشمول رحمت خداوند بوده‌اند و گاهی گرفتار قهر و غضب او. دوران قهر و غضب كه حتی دامن پیامبران را می‌گیرد، دوره‌‌ای است كه میل انسان به گناه زیاد می‌شود و انسان سر به عصیان می‌گذارد.
دوران تجلی قهر و جبروت عصر غلبة شیطان است و با نگاه توحیدی‌تر در واقع شیطان دست چپ خداست. در مكتب كابالا ظهور مسیح سرآغاز تجلیات رحمت و لطف الاهی است و تا پیش از آن یا به عبارتی در آخرالزمان دورة غلبة ضد مسیح یا همان شیطان است كه آن را عصر آكواریوس می‌نامند. "آكواریوس" انعكاس "سیترا احرا" در زمین است و ما امروز در عصر آكواریوس به سر می‌بریم. بنابراین اگر می‌خواهید، به قدرت و نیروی زندگی و كامیابی برسید باید با شیطان همراه شوید، حتی اگر می‌خواهید در عصر شیطان با تجلی خدا هماهنگ باشید، باید شیطانی شوید.

* در حالی‌كه نگرش اسلامی در این زمینه متفاوت است؟
در نگرش اسلامی تمام صفات خداوند عین ذات او و خیر مطلق است.(خطبة اول نهج البلاغه را ببینید.) نباید صفات الاهی را تكه‌تكه كرد. صفات و اسماء الاهی كمالات ذات او هستند كه ما در تحلیل عقلی برای شناخت خود آنها را متعدد می‌كنیم، اما تمام آن صفات پاك یك حقیقت دارد و آن ذات اقدس احدی است. انسان به عنوان خلیفة خدا و آیینة تمام نمای او باید تمام صفات خدا را با هم در قلب خویش متجلی سازد و میان لطف و قهر و جمال و جلال جمع كند؛ در این حال به نوعی عشق سرشار از هیبت و خوف همراه با رجاء و بندگی و خدمت عاشقانه به پروردگار خویش می‌رسد.
در كابالا بر اثر تمایز میان نام‌های و صفات خداوند به نوعی شرك پنهان معتقد شده‌اند و به جای ذات كامل صفات را می‌پرستند. و این كاری بود كه قوم عاد كردند و حضرت هود به آنها فرمود: "أَ تُجادِلُونَنی فی أَسْماءٍ سَمَّیتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكمْ ما نَزَّلَ اللّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ فَانْتَظِرُوا إِنّی مَعَكمْ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ" آیا در نام‌هایی كه شما و پدرانتان نامیده‌اید با من جدال می‌كنید در حالیكه خداوند هیچ برهانی را بر آن فرو نفرستاده است. پس منتظر باشید، من‌ هم با شما منتظر هستم."اعراف/71 "
قوم عاد از نظر علمی بسیار پیش رفته بودند و قرآن می‌فرماید به آنها قدرت و تمكنی دادیم كه به شما ندادیم. (انعام/6) به همین جهت خداوند معجزة خاصی به حضرت هود نداد و می‌خواست تا آنها با اندیشه و خرد خود و نگریستن به آن همه نعمتی كه خداوند به آنها داده است حق را بفهمند. ولی آنها خدا را در نامها و صفاتش تجزیه كرده بودند و به جای خداوند یكتا، نام‌های او را می‌پرستیدند. و این دقیقاً راهی است كه در قبالا پیموده می‌شود و عاقبت آن هم روشن است.

* با این تفاسیر، دقیقاً كدام نهادها و سازمان‌ها ( اعم از رسمی یا غیر رسمی) مسئول و نقش بازدارنده را در گرایش به این امر دارند؟
بدون شك در مرحلة اول یك نقش ستادی باید تعریف شود تا برنامه‌های هماهنگی را برای تمام سازمان‌هایی كه ظرفیت حركت در این جهت را دارند، طراحی و ارائه نماید. این نقش قانوناً به عهده سازمان ملی جوانان یا شورای فرهنگ عمومی وزارت ارشاد است.
سپس رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی باید با كارهای كارشناسی اساسی وارد صحنه شوند و اقدام كنند. دوست دارم در اینجا درد دلی را مطرح كنم. سال گذشته دربارة معنویت‌های نوظهور طرحی نوشتیم، كه یكی از شبكه‌ها این طرح را پذیرفت و در حد خوبی تصویب كرد. بعد خودشان گفتند كه این برنامه یك بخش پژوهشی می‌خواهد، وقتی طرح پژوهشی ارائه شد و آنها مجوز پژوهش را پیش از مجوز تولید صادر كردند، به تهیه كننده گفتند كه بودجه پژوهش را از سازمان‌های دیگر جذب كنید تا بعد از انجام و تأیید پژوهش، مجوز تولید را صادر كنیم و این پروژه عملاً متوقف شد.در این موارد باید در یك طرح كلان تقسیم وظایف روشن باشد، اگر قرار است كه صدا و سیما بودجه‌های پژوهشی نداشته باشد، با یك معرفی نامه به طور مشخص و با روند تعریف شده، تهیه كننده را به سازمان مربوطه مثلاً معاونت پژوهشی سازمان تبلیغات معرفی كند كه تكلیف روشن باشد و آنها هم وظیفة خود بدانند كه به این معرفی نامه و در خواست آن ترتیب اثر بدهند. اگر هم هماهنگی بین سازمان‌ها كار محالی است، خود سازمان صدا و سیما هماهنگی درونی برقرار كنند و این موارد را در یك گردش كار روشن و سریع به مركز پژوهش‌های سازمان ارجاع دهد. تا این مسائل روی زمین نماند.
مسألة دیگر این است كه برخی سازمان‌ها، كارشناسان منفصل از خودشان را در جریان اطلاعات لازم قرار دهند. ما باید دعوا كنیم تا اجازه دهند كه به بخشی از مطالب، حتی مطالبی كه خودمان دنبال كردیم دسترسی داشته باشیم. این شكاف بین كارشناسان و سازمان‌های دولتی باعث می‌شود كه هم كارشناسان دست از مطالعه دراین زمینه‌ها بردارند، و حرفی برای گفتن نداشته باشند و هم سازمان‌های مربوطه كارهای غیر كارشناسی انجام دهند، كه بعضاً مخل امنیت ملی است و خودشان فكر می‌كنند كه كار درستی انجام داده‌اند. این مشكلات باعث شده كه ظرفیت‌های عظیم علمی و معنوی حوزة علمیه و حتی اساتید دانشگاه‌ها در موضوعاتی مثل جنبش‌های نوپدید معنوی و دینی یا شیطان‌گرایی و شیطان پرستی مورد استفاده قرار نگیرد. بنده با اطلاع عرض می‌كنم كه سازمان‌های توانمند در این زمینه یا هیچ كاری نمی‌كنند یا كارهای بیهوده و بی‌خاصیتی را انجام می‌دهند كه اگر اثر منفی نداشته باشد، بی‌تردید تأثیر مثبتی هم ندارد.

* به تازگی نهاد نمایندگی مقام رهبری نسبت به اشاعه این گرایش (شیطان پرستی) در دانشگاهها و در میان دانشجویان هشدار داده است، به نظر شما به عنوان یك كارشناس از چه سازوكارهایی می‌توان برای مهار این نحله فكری استفاده كرد؟
روشن‌ترین راه این است كه بینش بدهیم. وقتی یك دانشجو بداند كه از نیروی او چه سوء استفاده‌هایی می‌شود و با برنامه‌ای شیطانی توانایی اعتراض و قدرت تغییر زندگی را در او تباه می‌كنند. اگر یك جوان بداند كه تصور بنیان‌گذاران و مروجان جنبش شیطانی این است كه می‌توانند مردم را مثل یك گوسفند در جهت اهداف و امیال خود مهار كنند و به خدمت بگیرند، اگر بدانند كه با برنامه‌ریزی نه تنها توان فكری و نیروی بدنی او بلكه ذائقة زیباشناسی و ارزش‌های انسانی‌اش را بازیچه خود ساخته و به لایه‌های عمیق معنوی و فطری او تعرض می‌كنند، هیچ كس به آن روی نخواهد آورد.

* به نظر شما چرا نسبت به پیامدهای نامطلوب این گونه تفكرات در كشور ما اطلاع رسانی نمی‌شود؟
چه كسی اطلاع رسانی كند، در حالی‌كه كسانی كه این مسئولیت را به عهده دارند، چیزی از آن نمی‌دانند. آسیب بزرگ خود كارشناس پنداری مسئولین به ویژه مسئولین فرهنگی باعث شده است كه نه كارشناسان به خوبی رشد كنند و كارآیی داشته باشند، و نه خود مسئولین عمل‌كرد مفید و مؤثری ارائه دهند. در شورای فرهنگ عمومی كه نمایندگان سازمان‌های فرهنگی و سایر سازمان‌های مربوطه حضور دارند، چند ماه پیش جلسه‌ای تشكیل شد و بحث شیطان پرستی را به جهت عدم شناخت و تقلیل به انحرافات اجتماعی، از شمار معنویت‌های نوظهور خارج كردند، در حالیكه این جنبش مهمترین جنبش معنوی و دینی روزگار ماست و اگر برنامه‌های ابرفرهنگ استكباری موفق شود در آیندة نه‌چندان دور مذهب بسیاری از مردمان زمین خواهد شد. و شاهد خواهیم بود كه شیطان‌پرستان یهودی، مسیحی، مسلمان و بودایی در همایش‌های سالانة خود برای دنیایی شیطانی بیانیة اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و حقوقی صادر كنند. و براساس اصول اعتقادی خود در در ساحت‌های گوناگون زندگی به بسط ایدئولوژی شیطانی بپردازند.
اصول اعتقادی شیطان‌گرایی كه توسط آنتوان لاوی بیان شده، عبارت اند از:
1- دست و دلبازی به جای خساست
2- زندگی حیاتی به جای نقشه خیالی و موهومی روحانی
3- دانش معصوم به جای فریب دادن ریاكارانه
4- صحبت كردن با كسانی كه لیاقت آنرا دارند به جای عشق ورزیدن به نمك نشناسان
5- انتقام و خونخواهی كردن به جای برگرداندن صورت
6- شیطان به ما مسئولیت در برابر مسئول را به جای مسئولیت در برابر موجودات ترسناك خیالی می آموزد
7- انسان مانند دیگر حیوانات است




نوع مطلب :
برچسب ها :
          
سه شنبه 8 آذر 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


امارگیر حرفه ای سایت