**(( اولین گروه ضدشیطان وشیطان پرستی))**
(بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین انه خیرناصراومعین)
با اندک دقتی در می‌یابیم که زندگی و آسایش ما در گرو زحمات تک تک آنها است. پس ما هم باید حرکت کنیم؛ اما کار ما باید «تحرک» داشته باشد نه «تنوع»؛ که تنوع، شکل عوض کردن و بزک کردن است و از کارهای شیطان؛ ولی تحرک، رفتن به سوی مقصد است. شناسایی این جاده پر پیچ و خم ـ که در میان راه‌های غلط‌انداز شیطانی قرار گرفته ـ نیاز به راهنما دارد. ما باید حرکت خود را با علائم و الگوهای حقیقی جهت دهیم ـ تا تلف نشویم.

«انتظار و اقتصاد» ترسیم‌گر گوشه‌ای از آداب و رسومی است که انسان‌های برگزیده هستی، یعنی معصومین علیهم السلام در کسب روزی به آن پایبند بودند و یک منتظر نیز باید چنین باشد.

به رنگ طبیعت

نمی‌دانم چه بهانه‌ای برای کار نکردن و از زیر کار در رفتن می‌توان داشت؟ چگونه می توان نشست و چشم به دست‌رنج دیگران داشت؟ چگونه طبیعت را با رنگ‌ها و شکل‌های مختلفش ببینیم، و بدانیم که آنها در حال حرکت و تلاش و کوشش هستند، اما ما تلاش و تحرکی نداشته باشیم. چگونه از دیدن خاک شرمنده نشویم؛ چرا که خاک، زمینة رویش گیاهان و درختان شده، ولی ما رویش و جنبشی نداشته‌ایم.

در عالمی که مورچه با آن جثّه کوچک و بی‌مقدارش، همچون دیگر موجودات، از آشیانه خارج می‌شود و در طلب روزی خود حرکت می‌کند و حتی با افتادن‌ها و وجود موانع، از حرکت باز نمی‌ایستد، تعجب ندارد اگر معصومین علیهم السلام انسان بیکار و وقت‌گذران را «مبغوض» خود بدانند.1

فوت و فن

پیامبر بزرگ ما اهل کار و تلاش جدی بود. آن حضرت به فوت و فنّ کارهای زیادی آگاهی داشت و در هر کاری که وارد می‌شد، با موفقیت تمام و به بهترین شکل، آن را به سرانجام می‌رساند.

سیرة رسول امین صل الله علیه و آله وسلم در امور اجرایی به گونه‌ای نبود که برای دیگران کاری بتراشد، اما خودش بی‌کار بماند. آن حضرت حتی در کندن خندق، زمانی که کارها را میان مسلمانان تقسیم نمود، خود نیز به جابجایی خاک‌ها پرداخت2 و شب هنگام، در شکافی که در خندق وجود داشت، به نگهبانی مشغول شد.3

ایشان کسانی را که تلاش می‌کردند تا در حرفه‌ای مهارت پیدا کنند، دوست می‌داشت و می‌فرمود: «خداوند، مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد».4 از بیکاری به شدت پرهیز داشت و با بی‌کاری و کسانی که به جای کار به فراغت و یا حتی عبادت می‌پرداختند، برخورد می‌نمود و در قالب‌های مختلف، رفتار آنها را مذمت می‌کرد. روزی در مجلسی وارد شد و مشاهده کرد که افراد به صورت پراکنده و بی‌کار نشسته‌اند. سخت برآشفت و فرمود: «چه شده که شما را بیهوده نشین می‌بینم؟!»5 و هنگامی که ابو امامه انصاری را در غیر وقت نماز و عبادت، در مسجد دید، بر او نهیب زد که: «چرا تو را در این وقت در مسجد می‌بینم؟!»6

رسول خاتم صل الله علیه و آله وسلم کسالت و بی‌حالی را از آفات شخصیت انسان می‌دانست و می‌فرمود: « بیشترین چیزی که از آن بر امتم بیم دارم، بزرگی شکم و خواب و کسالت است».7

از چشمشان نیفتیم

آرزوی هر مسلمانی این است که نگاه پیامبر صل الله علیه و آله وسلم و دیگر معصومین علیهم السلام و از جمله حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، شامل زندگانی او نیز بشود؛ چرا که از پس این نگاه‌های پُر مهر، نسیم رحمت الهی بر سرتاسر زندگی می‌وزد و چه زیباست نفس کشیدن در چنین فضایی؛ اما باید دانست که یکی از چیزهایی که انسان را از چشم آن بزرگان الهی می‌اندازد، بی‌کاری و تنبلی است. کارآمد بودن مسلمانان در نظر رسول‌الله صل الله علیه و آله وسلم به اندازه‌ای اهمیت داشت که اگر از بی‌کاری شخصی اطلاع می‌یافت، بلافاصله می‌فرمود: «سقط من عینی؛8 از چشمم افتاد.» زیرا کسی که حرفه‌ای بلد نباشد، برای به دست آوردن روزی به هر بیراهه‌ای کشیده می‌شود و چه بسا که دین خود را بفروشد تا لقمه نانی به‌دست آورد.

گفت پیغمبر، رسول مهربان هر که را شغلی نباشد در جهان

می‌فروشد بهرِ امرار معاش دین و ایمان را برای آب و آش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. وسائل الشیعه، ج17، ص57و59.

2. همان، ص290.

3. المغازی، 463.

4. المعجم الکبیر، ج12، ص238.

5. نظام الحکومة النبویة، ج2، ص217.

6. تهذیب التهذیب، ج12، ص14.

7. کنز العمال، ج3، ص460، ح 7434.

8. سنن النبی، ص140، ح81.



پدید آورنده: سید علی اکبر محسنی




[ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 07:59 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]


در بعضى از روایات آمده است: یهود مى گفتند: اگر محمد(صلى الله علیه وآله) به رسالت مبعوث شده، رسالتش شامل حال ما نیست، لذا خداى متعال در آیه ۵ سوره «جمعه» به آنها گوشزد مى کند: اگر کتاب آسمانى خود را دقیقاً خوانده و عمل مى کردید، این سخن را نمى گفتید; چرا که بشارت ظهور پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در آن آمده است.
مى فرماید: «کسانى که تورات بر آنها نازل شد، مکلف به آن گشتند ولى حق آن را اداء ننمودند و به آیاتش عمل نکردند، همانند درازگوشى هستند که کتاب هائى بر پشت خود حمل مى کند» (مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً).
او از کتاب، چیزى جز سنگینى احساس نمى کند، و برایش تفاوت ندارد که سنگ و چوب بر پشت دارد، یا کتاب هائى که دقیق ترین اسرار آفرینش و مفیدترین برنامه هاى زندگى در آن است.
این قوم از خود راضى، که تنها به نام «تورات» یا تلاوت آن قناعت کردند، بى آنکه اندیشه در محتواى آن داشته باشند و عمل کنند، همانند همین حیوانى هستند که در حماقت، نادانى ضرب المثل و مشهور خاص و عام است.
این، گویاترین مثالى است که، براى عالِم بى عمل مى توان بیان کرد که، سنگینى مسئولیت علم را بر دوش دارد، بى آن که از برکات آن بهره گیرد، افرادى که با الفاظ قرآن
سر و کار دارند، ولى از محتوا و برنامه عملى آن بى خبرند (و چه بسیارند این افراد در بین صفوف مسلمین) مشمول همین آیه اند.
این احتمال نیز وجود دارد که: یهود با شنیدن آیات نخستین سوره «جمعه» و مانند آن که، از موهبت بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله)سخن مى گوید، گفته باشند:
ما نیز اهل کتابیم، و مفتخر به بعثت حضرت موسى کلیم(علیه السلام) هستیم، قرآن در پاسخ آنها مى گوید: چه فائده؟ که دستورهاى «تورات» را زیر پا نهادید و آن را در زندگى خود هرگز پیاده نکردید.
ولى، به هر حال هشدارى است به همه مسلمانان که، مراقب باشند، سرنوشتى همچون «یهود» پیدا نکنند، این فضل عظیم الهى که شامل حال آنها شده، و این قرآن مجید که بر آنها نازل گردیده، براى این نیست که تنها در خانه ها خاک بخورد، یا به عنوان «تعویذ چشم زخم» حمایل کنند، یا براى حفظ از حوادث به هنگام سفر از زیر آن رد شوند، یا براى میمنت و شگون خانه جدید، همراه «آئینه» و «جاروب»! به خانه تازه بفرستند، و تا این حدّ آن را تنزل دهند، و یا آخرین همت آنها، تلاش و کوشش براى تجوید، تلاوت زیبا، ترتیل و حفظ آن باشد، و در زندگى فردى و اجتماعى کمترین انعکاسى نداشته باشد و در عقیده و عمل، از آن اثرى به چشم نخورد.
و در ادامه این مثل، مى افزاید: «قومى که آیات الهى را تکذیب کردند مسلّماً مثال بدى دارند» (بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ).
چگونه آنها تشبیه به «حمار حامل اسفار» نشوند؟ در حالى که، نه تنها با عمل، که با زبان هم آیات الهى را انکار کردند، چنان که در آیه ۸۷ سوره «بقره» درباره همین قوم «یهود» مى خوانیم: أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ:
«آیا هر زمان پیامبرى بر خلاف هواى نفس شما آمد، در برابر او تکبر کردید، گروهى را تکذیب نمودید، و گروهى را به قتل رساندید»؟!
و در پایان آیه، در یک جمله کوتاه و پرمعنى مى فرماید: «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمى کند»؟ (وَ اللّهُ لایَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ).
درست است که، هدایت، کار خدا است، اما زمینه، لازم دارد، و زمینه آن که روح حق طلبى و حق جوئى است، باید از ناحیه خود انسان ها فراهم شود، و ستمگران از این مرحله دورند.(۱)

۱٫ تفسیر نمونه، جلد ۲۴، صفحه ۱۲۶




[ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 07:09 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]

جهان در عصر ظهور ماشیح، به بهترین وجه توصیف شده است. نیروی باروری طبیعت به میزان شگفت انگیز و معجزه‌آسا فزونی خواهد یافت. اوضاع جهان هنگام ظهور، مانند اوضاع فعلی نخواهد بود.

توصیف استادانه و زیبا از تأثیری که دوران ماشیح بر وضع دنیای آینده خواهد گذاشت، در گفتار زیر آمده است. ذات قدوس متبارک، ده چیز را در دوران ماشیح تازه خواهد کرد:



و خود جهان را به نور خویش روشن خواهد کرد چنان‌که مکتوب است؛ بار دیگر آفتاب در روز نور تو، نخواهد بود. و ماه با درخشندگی برای تو، نخواهد تابید. زیرا که یهود نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو، خواهد بود.
خداوند با نور خورشید چه خواهد کرد؟ او آن را با چهل و نه بخش نور روشن خواهد کرد. چنان‌که آمده است: «روشنایی ماه مثل روشنایی آفتاب و روشنایی آفتاب هفت چندان روشنایی روز (هفته یا هفت روز خلقت) خواهد بود». حتی اگر کسی بیمار باشد، ذات اقدس الهی به خورشید فرمان خواهد داد تا وی را شفا دهد، چنان‌که گفته شده است: «ولی برای شما که از نام من می‌ترسید، آفتاب عدالت خواهد تابید و در بال‌های وی شفا و درمان خواهد بود.»
خداوند از اورشلیم آب روان جاری خواهد ساخت و هر کسی را که بیماری داشته باشد، به واسطه آن شفا خواهد داد: «و واقع خواهد شد که هر ذی حیات جنبده ای در هر جایی که آن نهر داخل شود زنده خواهد گشت (شفا خواهدیافت).»
درختان را وادار می کند تا هر ماه میوه آورند و انسان از آن میوه‌ها می خورد و شفا می یابد و بر لب آن نهر، در این طرف و آن طرف، هر نوع درخت خوراکی خواهد رویید که برگ آن پژمرده نخواهد شد و میوه اش تمام نخواهد گشت و هر ماه میوة تازه خواهد آورد. زیرا که آبش از مقدس جاری می‌شود و میوة آن برای خوراک و برای آن به جهت علاج و شفا خواهد بود.
تمام شهرهای ویران شده را از نو آباد خواهند کرد و در جهان جایی ویرانه یافت نخواهد شد. حتی شهرهای «سدوم» و «عمورا» نیز در زمان ماشیح، آباد خواهند شد؛ یعنی به حالت نخستین خود باز خواهند گشت.
خداوند اورشلیم را با سنگ‌های یاقوت کبود از نو بنا خواهد کرد. چنان‌که آمده است:
«اینک من سنگ‌های تو را از سنگ سرمه نصب خواهم کرد و بنیاد تو را با سنگ‌های یاقوت کبود خواهم نهاد. شیشه‌های پنجره‌هایت را از لعل، دروازه هایت را از سنگ‌های یاقوت کبود خواهم نهاد. شیشه های پنجره هایت را از لعل، دروازهایت را از سنگ‌های یاقوت آتشی و تمامی حدودت را از سنگ‌های گران‌قیمت خواهم ساخت».
و آن سنگ‌های همچون خورشید نور خواهند داد و بت‌پرستان آمده و عزت و جلال بنی‌اسرائیل را خواهند دید و «ملت‌ها به سوی روشنایی تو خواهند آمد» . صلح جاودان در سراسر طبیعیت حکمفرما خواهد شد:
«گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و گاو پروار با هم [خواهند زیست] و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه‌های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و کودک از شیر بازداشته شده دست خود را بر لانه افعی خواهد گذاشت.»
خداوند تمامی حیوانات و خزندگان را فرا خوانده و با آنها و با تمام بنی اسرائیل عهد خواهد بست؛ چنان‌که گفته شده است:
«در آن روز به جهت ایشان با حیوانات صحرا و پرندگان آسمان و خزندگان زمین عهد بسته و کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شکست و ایشان را به امنیّت خواهم خوابانید.»
گریه و شیون و زاری در جهان نخواهد بود و آواز گریه و فغان، صدای ناله و فریاد دیگر در آن شنیده نخواهد شد.
مرگ دیگر در دنیا وجود نخواهد داشت. چنان‌که گفته شده است:
«مرگ را تا به ابد نابود خواهد ساخت و خداوند اشک را از روی هر چهره ای پاک می کند و عار و ننگ قوم خود را از روی تمامی زمین رفع خواهد کرد زیرا خداوند چنین گفته است.»
دیگر ناله و غم و اندوهی نخواهد بود و همه شادمان و خوشحال خواهند بود:
«و فدیه‌شدگان خداوند بازگشته و با ترنم به صهیون خواهند آمد و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود. و شادمان و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد کرد.»
آنچه آمد بخشی از وضعیت جهان در عصر ظهور ماشیح در نگاه متون یهودیت می باشد.

1. اشعیاء، باب 60، آیه 19.
2. یعنی نور خورشید را چهل و نه برابر خواهد کرد.
3. اشعیاء، باب 30، آیه 26.
4. ملاکی، باب 4 و آیه 2 یا باب 3، آیه 19.
5 . حزقیال، باب 47، آیه 9.
6 . حزقیال، باب 47، آیه 12.
7 . حزقیال، باب 16، آیه 55.
8 . اشعیاء، باب 54، آیات 11-12.
9 . اشعیاء، باب 6، آیه 3.
10. اشعیاء، باب 11، آیات 6-7-8.
11 . هوشع، باب 2، آیه 20.
12 . اشعیاء، باب 65، آیه 19.
13. اشعیاء، باب 25، آیه 8.
14 . اشعیاء باب 35، آیه 10 و شموت ربا، باب 15 : آیه 21.
15 . کهن ابراهام، گنجینه ای از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانی، ص‌267-269.





[ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]



برخی ویژگی های خاصّ حضرت مهدی علیه السلام بر طبق احادیث و روایات معتبر


۱٫ مخفی بودن آثار حمل در مادر حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

یکی از ویژگی های خاص آن حضرت این است که زمانی که مادر آن حضرت به ایشان باردار بوده، اثری از حمل در آن بانوی بزرگوار مشاهده نمی شد. این موضوع هر چند در برخی از پیامبران(علیهم السلام) سابقه داشته؛ ولی در باره امامان معصوم(علیهم السلام) این چنین، گزارش نشده است.
وقتی امام حسن عسکری(علیه السلام) نوید ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به عمة بزرگوار خود (حکیمه خاتون) می دهد، آن بانو با کمال شگفتی می‌پرسد: چگونه امشب آن نور پاک از نرجس به دنیا می‌آید؛ در حالی که اثری از بارداری در او مشاهده نمی-شود؟۱

۲٫ مخفی بودن ولادت آن حضرت

از مهم‌ترین ویژگی‌های ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مخفی بودن آن است. سَعِیدِ بْنِ جُبَیر می‌گوید: از امام سجاد(علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنْ سُنَنِ الانْبِیاءِ(علیهم السلام) … وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ … وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخَفَاءُ الْوِلادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ …»؛۲ «در قائم ما سنّت هایی از پیامبران وجود دارد … اما از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره گیری از مردم…».

۳٫ روشن شدن چراغی در بیت الحمد، از ولادت تا هنگام ظهور

«بیت» در لغت به معنای خانه و «حمد» به معنای ستایش و ثنا است. این واژه در بعضی از روایات ، به کار رفته و از آن به عنوان جایگاهی مربوط به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد شده است.
مفضل گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اِنَّ لِصَاحِبِ هَذا الاَمْرِ بَیتاً یقَالُ لَهُ بَیتُ الحَمْدِ فِیهِ سِراجٌ یزهَرُ مُنذُ وُلِدَ اِلَی یوْمَ یقُومُ بِالسَّیفِ لا یطْفَأ»؛۳ «همانا برای صاحب این امر خانه‏ای است که بدان «بیت الحمد» می‌گویند. در آن چراغی هست که از هنگام ولادت روشنی می‏بخشد؛ تا روزی که با شمشیر قیام می‌کند، خاموش نخواهد شد».
اگر چه به روشنی جایگاه این خانه و چگونگی روشنایی آن، بیان نشده است؛ ولی احتمال می‏رود مقصود، معنای کنایی باشد که با ولادت آخرین حجّت الهی، چراغ هدایت بشر با فروغی هر چه بیشتر، به پرتو افشانی پرداخته و زمین را از نور وجود خود آکنده ساخته است. این روایت با همین مضمون از امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است.۴

۴٫ خاتم الاوصیا بودن ایشان

«خاتم الاوصیاء»، به معنای پایان بخش جانشینان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) است. یکی از ویژگی های اختصاصی آن حضرت، آن است که پایان بخش سلسله امامت است. این لقب ابتدا بر زبان خود آن حضرت در کودکی، جاری شد.
طریف ابونصر گوید: «بر صاحب الزّمان وارد شدم؛ آن حضرت فرمود: برای من صندل احمر (نوعی چوب خوش بو) بیاور. پس برای ایشان آوردم؛ آن حضرت به من رو کرد و فرمود: آیا مرا می‏شناسی؟ گفتم: بله سپس فرمود: من کیستم؟ عرض کردم: شما آقای من و فرزند آقای من هستید. پس آن حضرت فرمود: مقصودم این نبود! گفتم: خداوند مرا فدای شما گرداند. بفرمایید مقصودتان چه بود؟
حضرت فرمود: «اَنَا خَاتَمُ الاَوْصیاءِ وَبِی یدْفَعُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ البَلاءَ عَنْ اَهلی وَشِیعَتی»؛۵ «من خاتم الاوصیاء هستم که خداوند به وسیلة من، بلا را از اهل و شیعیانم دور می‏سازد».
علاوه بر خاتم الاوصیاء از حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان خاتم الائمه نیز یاد شده است؛ چنان که رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) می‏فرماید: «مَعَاشِرَ النّاسِ اِنّی نَبی وَعَلی وَصیی اَلا اِنَّ خَاتَمَ الاَئِمّةِ مِنّا القائِمُ الْمَهْدی…»؛۶ «ای مردمان! من پیامبرم و علی جانشین من است. آگاه باشید که خاتم الائمه، قائم مهدی از ما است».
این ویژگی نیز اختصاص به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد.

۵٫ پنهان زیستی ایشان

با مراجعه به مجموعه‏های روایی روشن می‏شود که شمار بسیاری از احادیثی که دربارة وجود حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده و از ظهور او نوید داده است؛ از غیبت غمبار او نیز خبر می‏دهد. غیبت آن حضرت ـ با ویژگی‌های خاص خود ـ به این صورت نه تنها برای هیچ یک از امامان(علیهم السلام) رخ نداده، که برای هیچ یک از پیامبران نیز اتفاق نیفتاده است. البته از برخی روایات استفاده می‌شود که یک نحوه غیبتی، برای برخی از انبیا بوده است.

۶٫ میراث انبیا نزد ایشان

یکی از ویژگی‌های حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که هنگام ظهور، بسیاری از میراث‏های پیامبران را به همراه خواهد داشت. دربارة اینکه این امور به چه منظور نزد او جمع شده، سخن صریحی وجود ندارد؛ ولی با توجّه به نقش آن حضرت ـ که همان نقش انبیا و اولیا است و او آرزوی همه آنان را تحقق خواهد بخشید ـ می‏توان نتیجه گرفت که تمامی ابزار آنان، در اختیار حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار خواهد گرفت. دیگر اینکه آن حضرت وظیفه دارد تا همة پیروان ادیان را به دین مقبول الهی (اسلام) دعوت کند و این مواریث، نشانه‏هایی از حقانیت آن حضرت است. از این رو همان‏ گونه که در روایات از زنده ماندن حضرت مسیح(علیه السلام) ، به عنوان هدایت مسیحیان و ارجاع ایشان به پیروی از حضرت مهدی(علیه السلام) یاد شده؛ می‏توان سایر میراث‏ها را به عنوان وسیله‏ای برای اتمام حجّت بر آنان دانست.

برخی از آنچه در روایات مورد اشاره قرار گرفته، عبارت است از:

۶ـ۱٫ پیراهن رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم)
یعقوب بن شعیب از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که به وی فرمود: «آیا پیراهن قائم را ـ که هنگام قیام می‌پوشد ـ نشانت ندهم؟ عرض کردم: چرا؛ پس آن حضرت جعبه‏ای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی را بیرون آورد. آن را باز کرد که ناگهان دیدم در آستین چپ آن، آثار خون مشاهده می‏شود. سپس فرمود: این پیراهن پیامبر گرامی خداوند است؛ در روزی که دندان‏های پیشین آن حضرت ضربه دید. آن خون را بوسیدم و بر صورت خویش نهادم. سپس امام صادق(علیه السلام) آن را در هم پیچید و برداشت».۷
۶ ـ۲٫ عمامه پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) ،
۶ ـ۳٫ زره رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) ،۸
۶ ـ۴٫ سلاح حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) ،۹
۶ ـ۵٫ پرچم پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) ،۱۰
۶ ـ۶٫ سنگ حضرت موسی(علیه السلام) ،۱۱
۶ ـ۷٫ عصای حضرت موسی(علیه السلام) ،۱۲
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «عصای موسی چوب آسی از یک نهال بهشتی بود. هنگامی که وی به سوی مدین می‌رفت، جبرئیل آن را برایش آورد و آن عصا همراه با تابوت آدم، در دریاچة طبریه (در شمال فلسطین) است و هرگز آن دو نمی‏پوسند و تغییر نمی‏یابند تا اینکه حضرت قائم هنگام قیام، آن دو را بیرون می‏آورد».
۶ ـ۸٫ انگشتری سلیمان(علیه السلام) ،۱۳
۶ ـ۹٫ تشتی که حضرت موسی(علیه السلام) در آن قربانی می‏کرد.۱۴
امام علی(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده است: «المَهْدِی مِنْ وُلْدِی، تَکُونُ لَهُ غَیبَةٌ وَ حَیرَةٌ تَضِلُّ فِیها الاُمَمُ، یأتِی بِذَخِیرَةِ الاَنبِیاءِ فَیمْلاُها عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛۱۵ «فرزندم مهدی یک غیبت و حیرتی دارد که امت‏ها در آن گمراه شوند. او با ذخیرة پیغمبران می‌آید و زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛ آن گونه ‏که پر از جور و ظلم شده باشد».
همان گونه که اشاره شد، شاید یکی از حکمت‏های این میراث داری، این است که پیروان تمامی ادیان، با دیدن میراث پیامبر خود، به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایمان آورند و نیز اهداف حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قیام ایشان، در برگیرندة تمامی اهداف پیامبران بزرگ است. از این رو در آن هنگامه عظیم، آن حضرت با در اختیار گرفتن میراث پیامبران بزرگ، هدف خود را ـ که در واقع هدف جمیع آنان بوده است ـ تحقق می‏بخشد.

پی نوشت ها:

۱٫ ر.ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۴۲۶،ح۲؛ کشف الغمة، ج۲، ص۴۹۸؛ دلائل الامامة، ص۲۶۸٫
۲٫ شیخ صدوق(ره)، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، باب ۳۱، ح۳٫
۳٫ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۹، ح ۳۱٫
۴٫ محمد بن حسن طوسی(ره)، کتاب الغیبة، ص ۴۶۷، ح ۴۸۳٫
۵٫ کتاب الغیبة، ص ۲۴۶، ح ۲۱۵؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۴۱، ح ۱۲٫
۶٫ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص ۹۷٫
۷٫ الغیبة، ص ۳۵۰، ج ۴۲٫
۸٫ کافی، ج ۸، ص ۲۲۴، ح ۲۸۵٫
۹٫ الغیبة، ص ۳۴۹، ح ۴۰؛ کافی، ج ۸، ص ۲۲۴، ح ۲۸۵٫
۱۰٫ الغیبة، ۳۴۳، ح ۲۸ و ۴۳۵، ح ۱٫
۱۱٫ کافی، ج ۱، ص ۲۳۱، ح ۳٫
۱۲٫ کافی، ج ۱، ص ۲۳۱، ح ۱؛ الغیبة، ص ۲۳۸، ح ۲۸، کمال‏الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۶، ح ۷٫
۱۳٫ الغیبة، ص ۳۴۳، ح ۲۷؛ کافی، ج ۱، ص ۲۳۱، ح ۱٫
۱۴٫ کافی، ج ۱، ص ۲۳۲، ح ۱٫
۱۵٫ کمال‏الدین و تمام النعمة، ص ۲۸۷، ح ۵٫

نویسنده:خدامراد سلیمیان
منبع: درسنامه مهدویت۱-ص۲۴۴ تا ص۲۴۸




[ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]
ای تیر نگاهت به دل زار کجایی


ای روی گلت شمع شب تار کجایی


آرام و قرار دل بی‌تاب و شکیبم


آرام وقرار دل بی‌تاب کجایی


گویم به که مانی که خلایق بشناسند


در مشکل من فاطمه رخسار کجایی


هر جا که تو هستی دل حسرت زده آنجاست


خود گو به من خسته گو ای یار کجایی؟؟؟



محمد سهرابی





 






[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]
در طول تاریخ، اندیشمندان زیادی درباره جامعه ایده آل سخن گفته اند. پاره ای از آنان در این باره مستقلاً کتاب نوشته اند و به ترسیم جامعه ای پرداخته اند که در آن عدالت، صلح و نظم به چشم می خورد؛

نخستین بار در تاریخ، افلاطون کتاب جمهوریت را در این باره نوشت و به توصیف یک آرمان شهر پرداخت. وی در آن کتاب به توصیف شهری می پردازد که همة شهروندان در آن، با صلح و آرامش و وظایف مشخص، زندگی می کنند. پس از او عده ای از پیروانش به تبعیت از وی، این کار را دنبال کردند. ابونصر فارابی از دانشمندان اسلامی در شرق و قدّیس آگوستین از اندیشمندان مسیحی، کتاب هایی نوشتند که به پیروی از آرمان شهر افلاطون، در راستای توصیف یک جامعه ایده آل بود. پس از آن در طول تاریخ، اندیشمندان زیادی درباره جامعه ایده آل و مطلوب سخن گفته اند و در افکار خود به ترسیم یک حکومت مطلوب و پر از عدالت و آزادی پرداخته اند، بدین خاطر بحثی در میان جامعه شناسان و فیلسوفان تحت عنوان آینده گرایی مطرح شد که بیانگر آرمان ها، آرزوها، و خواسته های بشر است. پس از این بسیاری از اندیشمندان به توصیف آینده پرداختند و آرزوهای خویش را در قالب نظریه پردازی بیان نمودند: به عنوان مثال مارکسیست ها، جامعه سوسیالیسم را طرح نمودند، همان طور که افلاطون، مدینه فاضله را مطرح نمود؛ یا اگوستین در کتاب شهر خدا به توصیف شهری آسمانی و بهشتی در مقابل شهری زمینی و ناعادلانه می پردازد و یا فارابی درباره جامعه ای سعادتمند، سخن می گوید که آن جامعه بر طبق سنت و قانون اداره می گردد. همچنین توماس مور و یا توماس
کامپانلا از کسانی هستند که درباره دولت های خیالی و جامعه آرمانی سخن گفته اند به تعبیر برتراندراسل هرچند آینده گرایی و مدینه فاضله به عنوان دولت خیالی مورد تحقیر و امری غیرواقعی تلقی می گردد و تصور می شود که آرمان شهر قابل تحقق یافتن نیست، اما بسیاری از تحولات اجتماعی تحت تأثیر همین ایده مدینه فاضله قرار گرفته است. وی در این باره می گوید: «در زمان ما تحولات اجتماعی به قدری سریع است و به قدری تحت تأثیر الهاماتی نظیر مدینه های فاضله و حکومت های خیالی است که بیش از سابق لازم است، منابع عمده ای را که الهام بخش این تحولات است، مورد بررسی قرار دهیم و مبنای عاقلانه آنها را تشخیص دهیم».
در واقع از جنبه روان شناختی، انسان به جامعه ای ایده آل همراه با
پایه¬هایی همچون عدالت، آزادی، امنیت و دیگر ویژگی های انسانی، کشش باطنی دارد و این امر از خواسته¬های فطری بشر تلقی می شود، از این رو باید گفت، ایده¬آل خواهی بر منشأی حقیقی در سرشت انسان استوار است و به تعبیر برتراندراسل دارای مبنای عقلانی است.


نگرش جامعه شناسان معاصر درباره آینده جهان
پژوهش و بحث درباره آینده همچنین مورد توجه بسیاری از
نظریه پردازان عصر جدید قرار گرفت. به عنوان مثال آلوین تافلر در کتاب موجب سوم به توصیف روند تکاملی جوامع در سه مرحله می پردازد او در کتاب «موج سوم» می گوید، تمامی جوامع باید سه دوره را پشت سربگذارند: 1. دوره کشاورزی 2. دوره صنعتی 3. دوره فراصنعتی یا کامپیوتر. وی معتقد است همه کشورها ناگزیر از گذراندن این مراحل رشد و توسعه می باشند و یا ساموئل هانتیگتون درباره قرن بیست و یکم، نظریه جنگ تمدن ها و نزاع میان سه فرهنگ اصلی را طرح می کند وی می گوید در قرن جدید، هشت تمدن وجود دارد که سه تمدن از میان آنها اصلی خواهد بود که عبارتند از 1. تمدن اسلامی 2. تمدن کنفوسیوسیم (چین) 3. تمدن غرب: که دو تمدن اسلام و کنفوسیوسیم در مقابل تمدن غرب به نزاع و چالش خواهند پرداخت و یا فرانسیس فوکویاما درباره قرن جدید، نظریه ای را تحت عنوان پایان تاریخ بیان می کند و معتقد است که پس از شکست کمونیسم و تک قطبی شدن عالم به وسیله لیبرالیسم غربی، این مدل غربی بهترین و آخرین الگوی حیات و زیست جوامع است که در تاریخ بشریت آشکار شده است و یا پُل کندی درباره قرن بیست و یکم معتقد به زوال بعضی از تمدن ها مانند امریکا است.
تمامی جامعه شناسان و نظریه پردازان بزرگ که روند تاریخ و جوامع را دنبال می کنند به گونه ای به پیشگویی و نظریه پردازی دست زده اند و نتوانسته اند خود را از دغدغه آینده برهانند کارل یاسپرس، فیلسوف معروف قرن بیستم معتقد است جهان شدیداً به فلسفه ای جهان شمول نیاز دارد و در زندگینامه خود که اثری خود نوشت است می گوید: از شامگاه فلسفه اروپایی تا پگاه فلسفه جهانی، در راه هستیم.
از این رو در یک تقسیم بندی کلان می توان نظریه های موجود درباره آینده را به دو بخش تقسیم کرد، بخشی پیام آوران شکوفایی و رشد و بالندگی در آینده هستند، و بخش دیگر از فساد، تباهی و عدم شکوفایی در آینده سخن می گویند. اما در میان اندیشمندان غربی، طرح این نظریه بیشتر غلبه داشته که باید یک حکومت واحد جهانی تشکیل شود. در قرن نوزدهم در اروپا افرادی همچون ویکتور هوگو، نظریه حکومت جهانی را مطرح نمودند و یا در قرن بیستم پیمان ناتو توسط کشورهای سرمایه داری به سرکردگی امریکا و پیمان ورشو توسط کشورهای کمونیستی به سرکردگی شوروی سابق، خود بیانگر این اصل است که حتی قدرت های زمینی نیز که هدفشان کسب قدرت و ثروت است، در صدد ایجاد یک سیستم واحد هستند که تحت یک عقیده و فکر هدایت شود. و یا فیلسوفی همچون برتراندراسل که دارای گرایش دینی هم نیست، در کتاب «تأثیر علم بر اجتماع» راه حل بسیاری از اختلافات، جنگ ها و ظلم ها را تشکیل یک سیستم براساس علم و تکنیک و پیروی از قانون می داند و یا فیزیکدان بزرگی همچون آلبرت انیشتین می¬گوید، روزی که سراسر جهانی را صلح و صفا فراگیرد و مردم با یکدیگر دوست و برادر باشند دور نیست و یا فردی مانند برناردشاو، اندیشمند انگلیسی، در فکر و انتظار یک ابرمردی است که بتواند ارمغان¬آور صلح، عدالت و هم زیستی جهانی باشد.
توافق میان نگرش ادیان و نگرش فیلسوفان و جامعه شناسان
در واقع بسیاری از اندیشمندان، فیلسوفان و جامعه شناسان از عصر کهن تا دوره جدید، چه براساس اندیشه و خردورزی و هوشیارانه در صدد تبیین یک حکومت جهانی بودند و راه حل مشکلات و طریق برآورده شدن حاجات و مطالبات مردم را در تحقق چنین حکومت می دیدند، یا براساس ضمیر ناخودآگاه و ناهوشیارشان، این سخن حق بر زبانشان جاری شده است و با پیروان ادیان هم آواز شده اند. به عبارت دیگر آنچه را که دانشمندن و اندیشمندان براساس عقلانیت و خرد خویش گفته¬اند، همان چیزی است که ادیان براساس آموزه های وحیانی ومتون¬دینی، بیان کرده اند. اگر مذاهب براساس تعالیم دینی شان، وعده به حکومت جهانی داده اند که در هرم آن، یک انسان ملکوتی و کامل قرار دارد، این سخن براساس عقل و فطرت از جانب بسیاری از اندیشمندان هم بیان شده است.
توافق میان وحی و عقل به این جهت است که سخن ادیان درباره فلسفه تاریخ، عقل پذیر و مطابق با فطرت است و اگر متون دینی به مصلح جهانی، برقراری ملکوت خدا ، حکومت جهانی و امثال آن وعده داده اند، فیلسوفان و دانشمندان هم از افلاطون تا انیشتین و برنارد شاو با تعابیری همچون مدینه فاضله ، شهر خدا ، حکومت جهانی و ابرمرد ، همان سخن ادیان را بیان داشته اند. با این تفاوت که سخن ادیان براساس متون دینی و سخنان پیشوایان دین می باشد و تحقق آن پیشگویی ها براساس هست
نسل ها و اختیار بشری ـ نه جبر تاریخ ـ قطعی است، امّا فیلسوفان و
جامعه شناسان براساس چارچوبه¬های عقلی و تجربه به دست آمده از تاریخ بشریت به نظریه¬پردازی و گمانه زنی پرداخته اند.

. Futurism.
. ابونصر فارابی (260-339هـ .ق) در کتاب «السیاسة المدنیة» به توصیف جامعة ایده آل
می پردازد. وی در توصیف این نظریه متأثر از افکار افلاطون می باشد.
. کتاب اورل آگوستین (430-354م) معروف به «شهر خدا» (Civitas Dei) می باشد. وی از فیلسوفان مسیحی و از شارحان فلسفه افلاطونی است. که نخست دین مانی را پذیرفت و سپس در 33 سالگی به مسیحیت روی آورد.
. Futurism.
. Thomas More (1480-1535م) صدر اعظم و مشاور پادشاه انگلستان بود که در سال 1516 کتاب «جزیره خیالی» را منتشر کرد و همچون افلاطون به طرح مدینه فاضله پرداخت.
. Thomas Companella کشیش ایتالیایی است که به طرح جامعه¬ای ایده آل و آرمانی پرداخته است.
. برتراندراسل، تأثیر علم بر اجتماع ،محمود حیدریان، انتشارات بابک، تهران، 2535، ص 129.
به نقل از کتاب پدیدة جهانی شدن، فرهنگ رجایی، ص 64.
. نظریه ویکتور هوگو با عنوا ن Republique Mondaine در قرن نوزدهم در اروپا مطرح گشت.
. برتراندراسل، تأثیر علم بر اجتماع، صص 136-109 و ص 148.
. تعبیری که مسیحیان درباره بازگشت مسیح (Messiahnism) استفاده می¬کنند. ر.ك به: کارل یاسپرس، مسیح، احمد سمیعی، خوارزمی، تهران، س 1373، ص 10.
. utopia.
. City of God.
. super man




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 03:14 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]

دوستان سلام.ازاینکه چندوقته آپ نکردم متاسفم.درگیردرس وکنکورم.التماس دعا.به زودی آپ میشیم.


یاحق




[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 08:24 ق.ظ ] [ Entezar montazer ]


خدمت به امام زمان علیه السّلام، آن هم در حدّ توان، و سعی و جدّیت در این راه، تکلیف و وظیفه مؤمن است. ملائکه و انبیاء خدمت به آن حضرت را افتخار خود می دانند و پیامبر عظیم الشأن و بزرگی هم چون حضرت خضر علی نبیّنا و آله و علیه السّلام در خدمت ایشان می باشد.

قال الصادق علیه السّلام: وَ لَو اَدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ ایّامَ حَیوتی.(1)

امام صادق علیه السّلام می فرمایند: اگر او را درک می کردم[و به او می رسیدم] تمام ایّام زندگی خود، به او خدمت می کردم.

خدمت به مؤمن از مستحبّات اکید اسلامی و دارای ثواب عظیم است و از صفات ممتاز و برجسته مؤمنان حقیقی و بزرگان دین می باشد و مؤمن راستین را می توان از شدّت اهتمام او در خدمت به مخلوق خداوند متعال شناخت، پس خدمت به آن حضرت که صاحب عصر و رئیس و مولای مؤمنان می باشد، برترین عبادت ها و طاعت ها است.

قال عیسی بن مریم علیهما السّلام: یا مَعشَرَ الحَوارییّنَ لی اِلَیکُم حاجَةٌ اُقضُوها لی. قالُوا: قُضِیَت حاجَتُکَ یا روحَ اللهِ فَقامَ، فَقَبَّلَ اَقدامَهُم [اَو فی بَعضِ النُّسَخِ، فَغَشَّلَ اَقدامَهُم] فَقالُوا: کُنّا نَحنُ حَقٌّ [اَحَقُّ] بِهذا یا روُحَ اللهِ. فَقالَ: اِنَّ اَحَقَّ النّاسِ بِالخِدمَةِ، العالِمُ. اَنَّما تَواضَعتُ هکذا لِکَیما تَتَواضَعُوا بَعدی فِی النّاسِ کَتَواضُعی لَکُم. (2)

حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام فرمودند: ای گروه حواریّون! من خواسته ای از شما دارم، آن را برایم برآورید. گفتند: ای روح الله! خواسته تو چیست؟ پس آن حضرت ایستادند و پاهای آن ها را، شستند، گفتند: ای روح الله! ما سزاوارتریم که این عمل را انجام دهیم. آنگاه حضرت فرمودند: سزاوارترین مردم برای خدمت نمودن، عالم است همانا من این چنین تواضع کردم تا شما نیز بعد از من در میان مردم تواضع کنید، همان گونه که من برای شما تواضع و فروتنی نمودم.

حضرت مهدی علیه السّلام سزاوارترین افراد است که به او خدمت شود؛ و اسباب و علل و موجبات بسیاری است که آن حضرت را برای آن که به او خدمت شود، از همه کس سزاوارتر و محق تر می نماید.
حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام فرمودند: ای گروه حواریّون! من خواسته ای از شما دارم، آن را برایم برآورید. گفتند: ای روح الله! خواسته تو چیست؟ پس آن حضرت ایستادند و پاهای آن ها را، شستند، گفتند: ای روح الله! ما سزاوارتریم که این عمل را انجام دهیم. آنگاه حضرت فرمودند: سزاوارترین مردم برای خدمت نمودن، عالم است همانا من این چنین تواضع کردم تا شما نیز بعد از من در میان مردم تواضع کنید، همان گونه که من برای شما تواضع و فروتنی نمودم

خدمت به حضرت حجّة علیه السّلام از راه خدمت به دوستان، پیروان و شیعیان او به دست می آید؛ به عنوان مثال: رفع حوائج و دفع مشکلات و حلّ و فصل امور آن ها در حقیقت خدمت به آن حضرت است. هم چنین برپایی محافل و مجالس ذکر، تألیف یا نشر کتب مربوط به آن حضرت، بنای حوزه های علمیه و ...، اگر قصد خدمت به آن حضرت باشد، خدمت به آن بزرگوار به حساب می آید. مصادیق خدمت به امام علیه السّلام بسیارند که باید با قصد و نیّت خدمت به آن حضرت انجام گیرند.

این توضیح لازم است که خدمت، با نصرت فرق دارد؛ خدمت اخص از نصرت است و بین آن ها عموم و خصوص مطلق است، یعنی هر خدمتی، نصرت است، اما هر نصرتی خدمت نیست. خدمت از راه مباشرت و به طور مستقیم به دست می آید، امّا نصرت و یاری، به مباشرت و عمل مستقیم فرد نیاز ندارد و می تواند بدون مباشرت و به صورت غیر مستقیم و به واسطه فرد دیگر انجام گیرد. به عبارت دیگر، در خدمت، خادم باید خود مباشرت داشته و مستقیم وارد عمل شود و به شخصه اقدام نماید، اما در نصرت، ناصر می تواند به واسطه فرد دیگر، یاری و نصرت خود را انجام دهد. دیگر این که خدمت، در ضمن خود، تواضع و فروتنی و اظهار کوچکی خادم برای مخدوم را در بر دارد. بر خلاف نصرت و یاری که این گونه نیست. لازم به ذکر است، اگر نصرت به نیّت خدمت بوده و در آن مباشرت باشد، خدمت به شمار می آید.



1- بحارالانوار ج51 ص148 باب6 ح22

2- کافی ج1 ص37 باب صفة العلماء ح6

بخش مهدویت تبیان




[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]


فكر ظهور مصلح بزرگی كه انسان را از دردها و محنت ها رهایی بخشد و به انسانیت مدد رساند در تمام نقاط عالم جریان دارد و بشریت در امتداد تاریخ با دیدن ناملایمات و فشارهای گوناگون به یك منجی كه جریان تاریخ را عوض كند و دولت حق را پایه ریزی نماید باور دارد و معتقد است كه با ظهور آن تمام تبعیض های طبیعی كه بر بنیان پرهیزگاری، استوار نگشته است ریزش خواهد كرد(1) و فكر ظهور یك رهایی بخشی كه عدل و آسایش با ظهور آن در آخر الزمان به منصه ظهور خواهد رسید و عدل و برابری در دولت كریمه آن منجی شیوع خواهد داشت از جمله گزینه های ایمانی ادیان الهی و شعبه های غیر الهی است همچنان كه یهود بدان ایمان آورده و مسیحیت به برگشت عیسی(علیه السلام) معتقد است زردشتیان به آمدن بهرام و هندوان به رسیدن ویشنو و بودائیان به ظهور بودا و حتی مغول برای ظهور دیگر باره چنگیز به انتظارند(2). هم چنان كه این اعتقاد در مصریان قدیم و كتابهای چینیان نیز یافت می شود.(3)

بهر حال باور به موعود و منجی از خصایص اندیشه بشری است اما در این میان ادیان غیر الهی بلحاظ جهان بینی خود تصوری گوناگون از منجی دارند كه در نتیجه مردمان هم بلحاظ ایدئولوژی خاص نگاه متفاوت به منجی دارند.(4) بهر حال برای مصداقی کردن بحث خویش، به آرمان های چند دین غیر الهی كه باورهای شبه مهدویت در آنها جاری است اشاره ای كوتاه می كنیم و تفصیل بیشتر را به مجال وسیع تری وا می گذاریم.


آئین هندو:

اندیشه موعود در این آئین با شخصیت كَلْكی شكل می گیرد(5) بنابر فكر هندویی جهان از چهار دورة رو به انحطاط تشكیل

می شود در چهارمین دوره یعنی عصر كَلْكی سراسر جهان را ظلم و تاریكی فرا می گیرد ناشایستگان بر جان و مال مردم مسلط می شوند و دروغ، دزدی، رشوه، سایه سیاه خویش را بر دنیا می گسترادند. در پایان چنین دورانی آخرین تنزل(اَوَتارة) ویشنو كه كَلْكی نام دارد ظهور می كند تا شرارت و ظلم را ریشه كن كند و عدالت و فضیلت را برقرار سازد.(6)


آئین بودا:




اندیشه شبه مهدویت در این آئین هم با مفهوم مَیْتَرِیه تبیین می شود این واژه در سانسكریت به معنای مهربان است و در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بودائیان زمینی می دانند كه هنوز نیامده اما خواهد آمد تا همگان را نجات دهد و بودایی خویش را به كمال رساند.(7)
فكر ظهور مصلح بزرگی كه انسان را از دردها و محنت ها رهایی بخشد و به انسانیت مدد رساند در تمام نقاط عالم جریان دارد و بشریت در امتداد تاریخ با دیدن ناملایمات و فشارهای گوناگون به یك منجی كه جریان تاریخ را عوض كند و دولت حق را پایه ریزی نماید باور دارد و معتقد است كه با ظهور آن تمام تبعیض های طبیعی كه بر بنیان پرهیزگاری، استوار نگشته است ریزش خواهد كرد
آئین كنفوسیوس:

كنفوسیوس شعار بازگشت به عصر فرزانه شاهان باستان را سرلوحه اندیشه های اصلاحی خویش قرار داده بود(8) و در اندیشه طرفداران این آئین گره خوردن به فرزانگی شاهان وجود دارد.


آئین دائو:




در بستر فرهنگی و دینی مردمان چین آئین دائو در كنار آئین كنفوسیوس و دیگر مكاتب فكری نقش آفریده است منتهی در آئین دائو رگه های روشن تری از منجی باوری و انتظار موعود را می توان بر شناخت. بر پایه متن «زندگی قدیس آخرالزمان و پروردگار طریقت» در یك سال جن ـ چن یعنی بیست و نهمین سال از دورة‌ شصت ساله كه احتمالاً 392 باشد لی هونگ ظهور خواهد كرد تا جهانی نو پرپا كند.(9)

ژاپن:
ژاپن همچون چین فرهنگ و دیانتی چندگانه دارد و لذا دین شینتو و آئین بودا در هم آمیخته و درون مایه آرمان‌ها بیم‌ها و امیدهای آن ملت را ساخته‌اند به طوری كه شماری از مذاهب منجی‌باوری در آنجا سر برآورده‌اند. كه مهم‌ترین آنها عبارتند از: كورزو میكو كه شخصی به نام كاواته بونجیرو(1883 ـ 1814م)پایه‌گذار آن بود و نهضت تنریكیو كه پرچم‌دار آن ناكایاما میكی(1878 ـ 1798م)است.(10)


یونان باستان:

در فرهنگ و اندیشه یونان باستان نیز سخن از صلح و آرامش در پس جنگ ها و نوید حكومت جهانی مردی بوده است كه خواهد آمد تا بر همه بشریت فرمان براند در 165 تا 168 پ.م، پیش گویان پیامبر سان یونانی از «شاهزاده ای مقدس» سخن می گوید كه بر همة جهان تا ابد حكم خواهد راند و د رجای دیگر پادشاهی را نوید می دهد كه در مشرق قیام می كند و صلح را برای همه بشریت به ارمغان می آورد.(11)


ادیان سرخپوستی:
برخی معتقدند كه شاید به سبب آشنایی نسبتاً كوتاه مدت جهان با دنیای سرخپوستان است كه آنچه از اندیشه این مردم در باب آینده بشر و انتظارشان می دانیم از برخی داده های ناچیز دربارة همین چند قرن اخیر تجاوز نمی كند. در این دوران موعود باوری سرخ پوستان آفریقای مركزی و جنوبی در پیوندی مستقیم با هجوم نظامی و فرهنگی غرب ومسیحی به آن سرزمین است سیزده سال پس از غلبه اسپانیا نهضت بومی تاكوی انكوی با هدف اخراج سفید پوستان و بازگرداندن نظام گذشته رخ داد. گرچه این نهضت ده سال بیشتر دوام نیاورد امّا چراغ امید به بازگشت نظام سابق را در دل آن مردم زنده داشت.(12)
ادیان غیر الهی بلحاظ نگرش های مختلف به وجود مصلح برخی آن را قوم ـ مدار ـ برخی هم اجتماعی و جهانشمول ترسیم می كنند لیكن نكته ای كه بایست بدان توجه كرد این است كه اولاً آن مصلح بزرگ كه جهان در انتظار اوست بی شك مهدی محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ است و ثانیاً از دیدگاه مكتب اسلام زمین از وجود حجت خدا خالی نیست گرچه در پس ابر غیبت باشد
ادیان آفریقایی:

در مورد ادیان آفریقائی برخی از محققان بر این باورند كه اطلاع ما از موعود باوری ادیان آفریقائی محدود به «مسیح گرائی» رواج یافته در همین یكی دو قرن اخیر است نهضت های جدید با چهره هایی كه «مسیح جدید» تلقی می شوند شكل گرفتند و بیشتر این نهضت ها نوید عصر آزادی و بهره مندی از فرصت و مجال زندگی و خود بسندگی را می دهند.(13)



با این بیان برای باورهای شبه مهدویت توجیهایی را این چنین می توان فهرست كرد:

1. تاثیر گذاری برخی از ادیان الهی در شماری از ادیان غیر الهی «همان گونه كه در بررسی ادیان سرخپوستی و آفریقائی ذكر آن گذشت»

2. وجود ظلم و ستم هایی كه بشریت را رنج می داد منجر به اتكا به وجود رهایی بخش شده است.

3. تحقق ایده آرمانشهری همچنان كه در آئین های دائو و كنفوسیوس و ژاپن دیدیم.

4. برقراری عدالت و فضیلت و بستن طومار ناشایستگی.

5. اندیشه قوم مداری برتر همانگونه كه ادیان آفریقائی بر این باورند.

6. زنده نگه داشتن امید به زندگی و بازگشت به روزهای شكوه مند گذشته همان گونه كه در ادیان سرخپوستی شاهد بودیم.

7. بهره مندی از فرصت و مجال زندگی و خود بسندگی آنگونه كه در ادیان آفریقایی مطرح است.

و...


اشاره آخر:

همان گونه كه در ابتداء یادآورد شدیم ادیان غیر الهی بلحاظ نگرش های مختلف به وجود مصلح برخی آن را قوم ـ مدار ـ برخی هم اجتماعی و جهانشمول ترسیم می كنند لیكن نكته ای كه بایست بدان توجه كرد این است كه اولاً آن مصلح بزرگ كه جهان در انتظار اوست بی شك مهدی محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ است.(14) و ثانیاً از دیدگاه مكتب اسلام زمین از وجود حجت خدا خالی نیست گرچه در پس ابر غیبت باشد.(15)



برای مطالعه بیشتر :

1. سایت موعود

2. شبكه امام مهدی

3. مجله موعود ش 41-47.

خدای متعال می فرماید:

«و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»(16)



پی نوشت:

1- ر.ك: حیاة الامام المهدی، باقر شریف الفرشی، ص 198،‌چ اول، 1417، ناشر دارالمؤلف.

2- ر.ك: المهدی المنتظر فی فكر الاسلامی، اسله المعارف الاسلامیه، مؤلف مركز الرساله، ص 8، چ مهر قم، ؟؟ اول.

3- همان.

4- ر.ك هفت آسمان، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار 81-80، مقاله آقای علی موحدیان عطار، ص107

5- همان ص 116.

6- همان مصدر، ص 117ـ 118.

7- همان ص 123.

8- همان ص 116.

9- هفت آسمان ص 124 ـ 125.

10- همان ص 126.

11- مصدر سابق ص 126.

12- همان ص 127.

13- همان، ص 128.

14- ر.ك: حیاة الامام المهدی، ص 198.

15- ر.ك: بحارالانوار علامه مجلسی، ج 30، ص 80، روایتی از امام علی(علیه السلام) نقل می كنند كه فرموده زمین از قائمی كه حجت الهی است خالی نیست»

16- سوره مباركه انبیاء 105.




[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]


قوم یهود، از اقوام نژاد سامی به شمار می‌روند. این نژاد را فرزندان سام، پسر نوح علیه السلام می‌دانند. نسل یهود از طریق حضرت یعقوب علیه السلام، به حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام می‌رسد. این قوم، همراه اقوام بابلی، آشوری و کنعانی، تا چهار هزار سال پیش از میلاد، در جزیرة العرب با هم می‌زیسته و به شبانی مشغول بوده‌اند و در این میان نام‌ها و عنوان‌‌های مختلفی یافتند.



قدیمی‌ترین آن‌ها «عبری» یا «عبرانی» است که آن را از ریشه «عبور» دانسته‌اند و منظور، عبور حضرت ابراهیم علیه السلام از رود فرات به سوی جنوب است، از نام‌‌های دیگر، می‌توان به قوم «یهود» که از نام «یهودا» یکی از فرزندان حضرت یعقوب گرفته شده است اشاره كرد؛ و همچنین نام «بنی‌اسرائیل» که به علت نسبت به حضرت یعقوب که «اسرائیل» لقب داشت، بدین نام معروف شدند..

مفهوم آخرالزمان در طول تاریخ یهود تحولات زیادی را گذرانده است. در كتاب هایی كه از آخرالزمان سخن به میان آمده،‌ مطالبی مطرح شده كه از فرهنگ‌های بابلی، مصری، كنعانی، یونانی و ایرانی ریشه گرفته است. گروهی از كسانی كه در مجاورت بنی‌اسرائیل زندگی می‌كردند، به حیات پس از مرگ، به صورت زندگی در قبر عقیده داشتند. به همین دلیل، آنان همراه مردگان خود در گورها وسایل زندگی قرار می دادند تا در جهان دیگر از آنها استفاده كنند. برخی از پژوهشگران پنداشته‌اند یهودیان اعتقاد به رستاخیز مردگان را از ایرانیان عهد باستان گرفته اند. به گفته آنان، این اعتقاد پس از بازگشت از بابل پدید آمد. ایرانیان عقیده داشتند در زمان آینده، پس از آنكه «سپنته مئنیو» خدای خیر و روشنایی بر هماورد خود «اَنْگْره مِئنیو» خدای شر و تاریكی پیروز شود و او را نابود كند، مردگان برخواهند خاست. (1)

تورات کتاب مقدس یهودیان است که همراه مجموعه کتب دیگر(کتاب مقدس عبری یا کتب عهد عتیق)، کتب مقدس یهود (تنخ) را تشکیل می‌دهد. این کتب به چهار دسته تقسیم می‌شود:

1. تورا یا تورات که مشتمل بر پنج سِفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه است.
مسأله آخرالزمان و حکومت آرمانی موعود تاکنون، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان یهودی قرار گرفته است؛ چنان ‌که اعتقاد به آن، از اصول ایمانی آن‌ها شناخته می‌شود و حتی امروزه، دولت‌مردان یهود، بعضی از سیاست‌‌های خود را با تکیه بر این موضوع توجیه کرده و آمادگی برای حکومت آخرالزمان را عامل سیاست‌‌های خود بیان می‌كنند

2. کتب انبیا (نبییم) که به دو بخش انبیای متقدم و متأخر تقسیم می‌شود. انبیای متقدم، به کتاب‌های یوشع، داوران، دو کتاب سموئیل و دو کتاب پادشاهان تقسیم می‌شود و بخش انبیای متاخر که شامل کتاب‌‌های اشعیا، ارمیا، حزقیال، هوشع، یوئیل، عاموس، میکاه، ناحوم، حبقوق، صفنیا، حجی، زکریا و ملاکی است.

3.مکتوبات یا کتوبیم (نوشته‌ها) كه کتاب‌‌های مزامیر داوود، امثال سلیمان، ایوب، غزل‌‌های سلیمان، روت، مراثی ارمیا، اِستر، جامعة سلیمان، دانیال، عزرا، نحمیا و دو کتاب تواریخ ایام را در بر می‌گیرد.

4. کتاب سبعینه (اپوکریفا) نیز یکی از کتب مهم یهودیان است و کتاب مقدس مسیحی، مطابق با آن است، این مجموعه، به سه بخش «کتاب‌‌های تاریخی»، «کتاب‌‌های حکمت، مناجات، شعر» و «کتاب‌‌های پیش گویی» تقسیم می‌شود. از سوی دیگر، «میشنا» یا همان تورات شفاهی، حاوی قوانین و مقررات الهی است و «تلمود» نیز در باره قوانین کتبی و شفاهی تورات است که پایه و اساس فقه یهود قلمداد می‌شود(2)

مسأله آخرالزمان و حکومت آرمانی موعود تاکنون، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان یهودی قرار گرفته است؛ چنان‌که اعتقاد به آن، از اصول ایمانی آن‌ها شناخته می‌شود و حتی امروزه، دولت‌مردان یهود، بعضی از سیاست‌‌های خود را با تکیه بر این موضوع توجیه کرده و آمادگی برای حکومت آخرالزمان را عامل سیاست‌‌های خود بیان می‌كنند. در این آئین آخرالزمان «آچاریت هیامیم».(3) نام دارد كه طی آن هزاران حادثه برای واژگونی جهان كهنه و آغاز مرحلة جدیدی كه در آن همه انسان‌ها خداوند را ـ به عنوان كسی كه بر همه كس و همه چیز حكمرانی می‌كند ‌ـ می‌شناسند، رخ می‌دهد. یكی از حكیمان تلمود می‌گوید: «پایان دوران را برسان، اما اجازه بده من آن زمان را نبینم.» چون این دوره با كشمكش‌ها و رنج‌های فراوانی همراه خواهد بود.

تورات که مبنای اصول اساسی و اعتقادات و اندیشه یهودیت است، در بخش‌های نخستین، پس از شرح چگونگی تکوین جهان هستی، خلقت انسان و ذکر تاریخ پیامبران اولیه، هشدارهایی نسبت به آخرالزمان دارد، که در بیشتر پیشگویی‏های مربوط به آخرالزمان، خبرهای وحشتناك و نگران‏كننده‏ای وجود دارد. رؤیاها و هشدارها دربارة آخرالزمان و توصیف علائم ظهور موعود، از موضوع‌های رایج در ادبیات پیشگویی است و انبیا از تشویش ها و پریشانی های پیش از دوران گشایش سخن گفته‌اند.(4) در باب های 38 و 39 كتاب حزقیال، نبرد یأجوج و مأجوج(5) از نشانه‌های آخرالزمان به شمار رفته است.

توصیف و پیشگویی یوئیل از «روز عظیم و مهیب خداوند» و بلاهای طاقت‌‌فرسای آن و گردآوری «باقی‏ماندگان»، نمونه‏ای از این امور است: «آفتاب به تاریكی و ماه به خون مبدل خواهند شد؛ پیش از ظهور یوم عظیم و مهیب خداوند. و واقع خواهد شد هر كس نام خداوند را بخواند نجات یابد ...».(6)



پی نوشت:

1- آشنایی با ادیان بزرگ، ص 110ـ 111.

2- فرهنگ و بینش یهود، ص30

3- Acharit Hayamim

4- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 1، مدخل «آخرالزمان»

5- در ترجمه فارسی کتاب مقدس این دو نام به صورت جوج و ماجوج آمده است.

6- یوئیل 2: 31-32.




[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]

»آینده«، پایدارترین آموزه‌ای است كه مورد توجّه ادیان الهی ـ به خصوص اسلام ـ است. پاره‌ای از تعالیم و آموزه‌های آن در رابطه با آینده و متوجّه ساختن انسان‌ها به فرجام جهان است.
این فرجام باوری هم می‌تواند شامل معاد باوری باشد



و هم پایان باوری تاریخی و بر این اساس هم پیش‌گویی غیبی شكل می‌گیرد و هم سنّت‌شناسی تاریخی. بهره‌گیری از آیات و روایات و تأمّل و اندیشه در حوادث و رویدادها، می‌تواند نگاه ما را به آینده، سامان درستی بخشد و یك نوع آینده‌پژوهی متعالی، مطمئن، بالنده و مترقّی را شكل دهد.
این رویكرد علمی ـ پژوهشی با محوریت «آموزة مهدویت» شكل گرفته و می‌تواند تشكیل‌دهنده دانش جدیدی به نام «آینده‌پژوهی مهدوی» باشد. مهم‌ترین ركن این رویكرد، «انتظار ظهور منجی موعود» است كه تأثیر به سزایی در آینده‌شناسی، فرجام باوری، هدف‌مندی، امیدگرایی و… دارد.
انتظار؛ یعنی، چشم به راهی، حركت رو به جلو، نظر و تأمل داشتن به آینده، قرار گرفتن در جهت و مسیر درست. انتظار در لغت به معنای «درنگ در امور، نگهبانی،‌ چشم به راه بودن و امید داشتن به آینده است». این كلمه از «نظر» به معنای نگاه كردن گرفته شده و گاهی مراد از آن تدّبر، تأمّل و دقت است.
براساس نوشته تفسیر نمونه، «نظر» در اصل به معنای گردش فكر و یا اندیشه است، برای مشاهده یا ادراك چیزی؛ چنان كه گفته می‌شود: «نظرت فلم تنظر»؛ یعنی نگاه كردی، ولی در آن تأمّل نكردی و به فكر و اندیشه نپرداختی كه معنای تأمل و جست‌وجوگری در آن افتاده و نیز به معنای معرفت حاصل از جست‌وجوگری آمده است. راغب می‌گوید: نظر و انتظار، هر دو به یك معنا است. گاهی نیز این كلمه به معنای چاره اندیشیدن، منتظر بودن برای دانستن چیزی، نظاره كردن و … آمده است.
انتظار در اصطلاح، به معنای «چشم به راه بودن ظهور واپسین ذخیره الهی و آماده شدن برای یاری او در برپایی حكومت عدل و قسط در سراسر گیتی است». برخی گفته‌اند: «انتظار كیفیتی روحی است كه باعث به وجود آمدن حالت آمادگی (انسان‌ها) برای آنچه انتظار دارند، می‌شود و ضد آن، یأس و ناامیدی است».
انتظار در چشم‌انداز آینده‌پژوهی، از حالت چشم به راهی و امید بستن صرف به آینده، فراتر می‌رود و تبدیل به آینده‌نگری؛ یعنی تأمل و جست‌وجو در حوادث و شناخت و معرفت درست اوضاع و رویدادها می‌شود. مهم‌ترین ركن این انتظار، آینده‌نگری، مسؤولیت‌شناسی، الگوبرداری و زمینه‌سازی برای رسیدن به وضعیت مطلوب است كه می‌توان از آن با عنوان »علم الانتظار»، «انتظار پویا» و «انتظار مثبت و سازنده» یاد كرد. این انتظار، تأثیر به سزایی در سامان بخشی به برنامه‌ها و رفتارهای فردی، جمعی و فرا ملّی دارد و در تعیین راهبردها و استراتژی‌ها براساس آینده موعود و وضعیت‌های ممكن و محتمل و مرجح، نقش ایفا می‌كند. در دوره غیبت كبری و عصر پیشاظهور، شناخت عقاید و افكار، موضع‌گیری‌ها و اعمال، حوادث و تحولات و … اهمیتی ویژه می‌یابد و بصیرت و فهم درست را به وجود آورد. لازمه این كار، انتظار مستمّر و پیوسته و تسلّط بر اوضاع و پدیده‌ها و پویایی و حركت است.
امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
»در هر صبح و شام، منتظر فرج باش (وانتَظَرِ الفَرَجَ صباحاً و مَساءً(«.
از امام باقرعلیه السلام نیز نقل شده است:
»زمانی كه ببینی فقر و نیاز بسیار شود و مردم همدیگر را انكار كنند و … پس در این زمان، منتظر امر الهی (ظهور) باشید«.
از پیامبر اكرم نیز روایت شده است:
»زمانی كه مسند و كرسی برای نااهلان گذاشته شد،‌پس منتظر برپا شدن ساعت باشید«.
این روایات به تصریح یا تلویح، نظر منتظران را به این نكته جلب می‌كند كه برای درك و شناخت امر الهی (ظهور)، نیاز به شناخت تحوّلات و تغییرات است و در واقع شخص منتظر در كنار انتظار ظهور منجی موعود، پیوسته رویدادها و حوادث پیرامون آن را نیز مورد رصد، شناسایی و ارزیابی قرار می‌دهد و براساس آن، تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی می‌كند. برای تحقق زمینه‌ها و شرایط قیام جهانی می‌كوشد و آمادگی هر چه بیشتری برای آن پیدا می‌كند.
آینده‌پژوهی مهدوی شاخصه‌ها و مؤلفه‌های مختلفی دارد كه هر كدام از آن‌ها ظرفیت و بستری برای فعالیت‌های آینده‌پژوهانه است و نیاز است كه فعالیت‌های كلان پژوهشی برای شناخت واقعی و كاربردی كردن آن‌ها صورت گیرد




[ سه شنبه 2 اسفند 1390 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ Entezar montazer ]

در بخش قبلی این مقالة كوتاه و گذرا به انگیزة بهره‌گیری استعمار از مباحث منجی‌گرایی و تس لط بر خاورمیانه را عرض كردیم؛ در این شماره به مباحث موعود‌گرایی از نگاه اوانجیلیست‌‌ها و مبلّغان انجیلی می‌پردازیم.

پس از تشكیل مذهب پروتستان و حاكمیت پیورتین‌ها در انگلستان، حركت جدیدی در میان این مذهب قدرت گرفت كه به «مبلّغان انجیلی» نامیده می‌شد.



تبلیغ كردن انجیل با روحیة جنگ‌های صلیبی از خصوصیات اوانجیلیست‌‌ها یا همان مبلّغان انجیلی می‌باشد؛ آن‌ها با تفسیر نادرست از مضامین كتاب مقدس (مجموعة عهد عتیق و عهد جدید) و بهره‌گیری از تفسیر‌های «سایروس اسكوفیلد» وضعیت سیاسی و فرهنگی دنیا را به سمت خواسته‌های دنیا طلبانة خود سوق می‌دهند.

هواداران نظریة پایان جهان به شیوة صهیونیسم مسیحی این باور را دارند كه جهان در آستانة پایان یافتن است و در نهایت، هزاره‌ای جدید شكل می‌گیرد كه پس از نابودی نیروی شر (مسلمانان) به وسیلة عیسی مسیح و نیروی خیر (مسیحیان نو تعمید یافته[1] و یهودیان صهیونیست)، بشر در صلح و آرامش زندگی خواهد كرد؛ مطابق اعتقادات مكتب یاد شده، باید حوادثی به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور كند و تلاش برای پدیداری شرایط ظهور از وظایف پیروان این مكتب است؛ تعدادی از این شرایط عبارتند از:

1. حمایت و اعتقاد به برگزیدگی یهودیان و اسكان آنها در سرزمین موعود (فلسطین).

«واتر ریگانز» دبیر كل «سفارت بین‌المللی مسیحیان» ـ كه یكی از مدرن‌ترین و خطرناك‌ترین نهاد‌های صهیونیستی است ـ در تعریف اصطلاح صهیونیسم مسیحی می‌گوید:

«این واژه بر هر مسیحی ـ كه از اهداف صهیونیستی حكومت، ارتش، دولت و فرهنگ اسراییل حمایت می‌كند ـ اطلاق می‌شود».[2]

همچنین طبق گزاره‌های عهد عتیق، اعتقاد دارند كه یهودیان، مایة بركت روی زمین هستند، چرا كه «غیر یهودیان به نور شما ]یهودیان[ گردش خواهند كرد». (اشعیا 60:3)

از نظر صهیونیست مسیحی، بازگشت قوم اسراییل به سرزمین تاراج شده قدیم ]فلسطین[، شاهدی بر نجات وعده داده شده بر جهانیان است ... . حمایت از اسراییل (پیدایش 12:3)، تأمین آسایش آن (اشعیا 40: 2 ـ 1) و دعا برای آرامش آن (اشعیا 62: 7 ـ 6) به معنای تلاش در راستای خواست خداست.[3]

2. یهودیان و مسیحیان، باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت‌المقدس را منهدم كنند.

گروهی از یهودیان ـ كه مسلحانه از دیوار شهر قدیمی، وارد میدان مسجد شده بودند ـ ماكتی از مسجد ساخته‌اند تا تمرین‌های لازم برای تخریب آن، انجام و زمان لازم برای هر اقدام، محاسبه شود.

یكی از تروریست‌های صهیونیست ـ كه «ایهود اتسیون» نام دارد ـ ادعا كرد: دولت اسراییل در پاكسازی اماكن اسلامی كوتاهی می‌نماید؛ بنابراین من باید دست به آن بزنم.[4]

از نظر تدبیر‌گرایان به طور خاص، همان اندازه كه صهیون، متعلق به صهیونیسم است، بیت المقدس نیز به اسراییل تعلق دارد.

«لیندزی» خاطرنشان می‌كند كه اهمیت اورشلیم در تاریخ فراتر از اهمیت وسعت و اقتصاد آن است؛ از اعصار گذشته، اورشلیم، مهم‌ترین شهر روی این سیاره بوده است ... پیشگویی راجع به اورشلیم، بیش از هر نقطة دیگری بر روی زمین، صورت گرفته است.[5]

اوانجیلیست‌ها، غصب فلسطین یا همان به اصطلاح سرزمین موعود یهودیان را اولین گام در برگزیدگی یهود و تحقق ظهور مسیح می‌دانند، چنانچه «جان‌داری» چنین می‌گوید: پس، نخستین امری را كه خداوند ]حضرت عیسی[ انجام خواهد داد، پاك كردن سرزمین خود (سرزمینی كه به یهود تعلق دارد) از اهالی صور فلسطینیان و اهالی صیهون خواهد بود و به طور خلاصه از نیل تا فرات؛ این امر با قدرت مسیح و به نفع قوم او ـ كه بار دیگر در اثر نیكی وی، تثبیت می‌شوند ـ صورت می‌گیرد.[6]

این چنین مردم فلسطین (به خصوص در 1948ـ كه رژیم غاصب صهیونیستی با حمایت سازمان ملل و آمریكا پاگرفت ـ) گرفتار جاه طلبی سیاستمداران زراندوز و مفسران نادان انجیل و تورات شده، از كاشانة خود آواره گردیدند.

(لازم به یادآوری می‌باشد كه از سال 1967 بیش از صد تجاوز، علیه اماكن اسلامی در بیت‌المقدس صورت گرفته است).

3. ساخت هیكل سلیمان به جای مسجد‌الاقصی و ذبح گوسالة سه ساله در معبد.

گریس هالسل ـ كه خود، زمانی از معتقدان به انجیلی‌ها بوده است ـ در كتاب تدارك جنگ بزرگ و یدالله این‌گونه می‌گوید:

راهنمای ما ]از اوانجیلیست‌ها[ در حالی‌كه به قبة الصخرة و مسجد‌الاقصی اشاره می‌كرد، گفت: هیكل سوم در آنجا بنا خواهد شد، همه چیز را برای ساخت هیكل، فراهم كرده‌ایم حتی مواد اولیه برای ساخت نیز آماده است».[7]

كشیش «كلایدلات» نگهبان كلیسای نزول روح‌القدس، بخش‌هایی از كتاب مقدس را تفسیر می‌كند تا بگوید، ساخت هیكل سوم یهودیان، باید پیش از دومین ظهور مسیح صورت گیرد، وی مشغول ساخت گوسالة قرمزی است ]البته این گوساله، تولید شده است و در اسراییل نگهداری می‌شود[ كه با قربانی كردن آن، خاكستر تولید شده را هنگام خواندن نماز عشای ربانی در هیكل آینده استفاده كنند و برای این‌كه این مسئله به وقوع بپیوندد، باید بناهای اسلامی مانند قبة الصخره از بین بروند.[8]

در نهایت، این فرقه ـ كه به اعتقاد كشیش «ریاض گرگوری» (رئیس شورای كلیساهای خاورمیانه)، منحرف از ایمان حقیقی به مسیحیت و دفاع از برنامه‌های سیاسی و قومی خاص است ـ تمام این شرایط را بیان كرده، ارتباط به جنگ پایانی به نام «آرماگدون» می‌دهند تا مسیر ایجاد ژاندارمی به نام اسراییل با تسلط بر خاورمیانه برای زراندوزی بیشتر و تصاحب ذخایر انرژی این منطقه را هموار كنند؛ امید است با شناسایی بهتر این گروه، دشمن شناسی خویش را تقویت نموده، یاورانی خالص برای حضرت مهدی علیه السلام باشیم.

[1] . تعمید: مسیحیان، كسانی را كه به دین عیسوی در آیند، طبق مراسم مخصوص، غسل می‌دهند (فرهنگ معین)

[2] . صهیونیسم مسیحی، تدوین محمد قربانی، به نقل از اسقف ریاض گرگوری (رئیس شورای كلیساهای خاورمیانه)، نشر معارف.

[3] . صهیونیسم مسیحی، استفان سایزر؛ ص45

[4] . ید الله، گریس‌هالسل؛ ص104، نشر هلال.

[5] . صهیونیسم مسیحی، ؟؟؟ سایزر؛ ص35.

[6] . همان.

[7] . همان؛ ص92.

[8] . همان، ص105.




[ سه شنبه 2 اسفند 1390 ] [ 10:33 ق.ظ ] [ Entezar montazer ]


اگر یک اسکناس ۱۰۰ دلاری امریکا را دم دست دارید به پشت آن نگاه کنید با این جمله مواحه میشوید:

in god we trust

یعنی ما به خدا اعتقاد(اعتماد) داریم

کدام خدا؟؟؟ آیا مقصود خدای یکتاست؟؟

حالا اسکناس را مقابل نور بگیرید                   

به نظر شما آن ها به کدام خدا اعتقاد دارند؟؟؟

ایا این همه تشابه در استفاده از چشم چپ در اسکناس های مختلف این کشور اتفاقی است؟؟؟





[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 04:01 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 03:57 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ Entezar montazer ]
درباره وبلاگ

دراین زمانه که هیچکس به فکردیگری نیست من وتونبایداعتقاد را رهاکنیم!!اومی آید!می دانم که می آید!بیادست به دست هم دهیم ومنتظرش باشیم...یک منتظرواقعی...بامن بگو دوست من...بگو...زمزمه کن...من ازاین موجودکه درپی گمراه کردن من است بیزارم...بگودوست من...من ازاوبیزارم...ازاو...از شیطان...بیزارم...
نظر سنجی
  • **به نظرشما درحال حاضرجایگاه دین درعقاید وافکار عموم چطوره؟**



  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب


    امارگیر حرفه ای سایت